دانلود کتاب علائم عتیقه گنج طلسم

» فرمول کشف قطعی رموز قرآن مبین اعجاز عددی و نظم ریاضی قرآندانلود کتاب گنج و دفینه یابی زیرخاکی عتیقه طلا علائم و نشانه علوم غریبه

مجموعه کامل کتابهای آموزش کارشناسی گنج یابی و دفینه یابی60 هزار تومان

مجموعه کامل کتابهای آموزش کارشناسی گنج یابی و دفینه یابی

مجموعه کتابهایی که داخل این مجموعه بسیار کمیاب موجود می باشد به شرح زیر است : ۱-کتاب چشم طلایی ( به ارزش 90 هزار تومان ) ۲-کتاب اسرار و علائم نشانه ها ( به ارزش 100 هزار تومان ) ۳-کتاب نشانه های کهن (میراث زرین) ( به ارزش 100 هزار تومان ) ۴- کتاب گنج باستان ( به ارزش 150 هزار تومان ) ۵-کتاب آموزش رمزیابی و رمزگشایی جوغن ها ( به ارزش 150 هزار تومان ) ۶-کتابی کامل درباره سکه های قدیمی ایران باستان و سکه شناسی ( به ارزش 200 هزار تومان ) ۷-کتاب جوغن ها (کارشناسی و معنی و مفهوم آثار و نشانه ها ) ( به ارزش 150 هزار تومان ) ۸-آیین تدفین (روشهای تدفین مردگان در چند صد سال پیش ) ( به ارزش 150 هزار تومان ) ۹-کاملترین کتاب نایاب علوم غریبه و طلسمات (کتاب فارسی کله سر) ( به ارزش 70 هزار تومان )

در این پست از سایت antique-book-treasure.ir فرمول کشف قطعی رموز قرآن مبین اعجاز عددی و نظم ریاضی قرآن را برای شما عزیزان قرار دادیم .

فرمول کشف قطعی رموز قرآن مبین اعجاز عددی و نظم ریاضی قرآن

فرمول کشف قطعی رموز قرآن مبین اعجاز عددی و نظم ریاضی قرآن

فرمول کشف قطعی رموز قرآن مبین اعجاز عددی و نظم ریاضی قرآن,معجزات و شگفتی های قرآن,اسرار و رازهای قرآن,فرمول کشف قطعی رازهای قرآن,رمز و رازهای کتاب قرآن,معجزه و اسرار شگفت انگیز قرآن,اعجاز عددی و نظم ریاضی قرآن,معجزات حیرت انگیز ریاضی در قرآن

فرمول کشف قطعی رموز قرآن مبین اعجاز عددی و نظم ریاضی قرآن

 فرمول نظم كلي قرآن مبين
از سال ۱۳۸۷ تاكنون تحقيقاتم را در وبلاگها و
سايتهاي خود براي اولين بار در جهان منتشر کرده
و در معرض ديد عموم قرار داده ام و همانطور
كه قبلا قول داده بودم رموز جديد قرآن مبين
را ۱۹ رمضان ۱۳۸۹ منتشر کردم
همانگونه که قبلا در مطالبم دیده اید کلمات و حروف
قرآن مبین با اعداد ۱۷ و ۱۹ و ۶۶ رابطه
مستقیمی دارد یا میتوان گفت که عدد ۱۷ عددی
است که با حمد و سجده و نیایش رابطه دارد
و عدد ۶۶ با الله و اثبات وحدانیت الله
همراه است اما عدد ۱۹ با تمام این حروف و
کلمات رابطه مستقیمی دارد و بی جهت نیست
که خداوند در آیه ۳۰ سوره مدثر میفرماید بر آن ۱۹ است.
اما رمزی را که مسلمانان جهان مدتها به انتظارش بودند!!!
کلمات و حروف قرآن کریم دارای رابطه زیرهستند
۱- یا کمتر از ۱۹ بار و ضریب ۱۹ بار ذکر شده اند
۲-دقیقا ۱۹ بار یا ضریبی از ۱۹ بار دیده میشوند
۳-بیشتر از ۱۹ بار یا ضریب ۱۹ بار ذکر شده اند
گزینه اول در مباحث قبلی گفته شده یعنی در
تحقیقاتی که در سال ۱۳۸۷انجام شد.
گزینه دوم : در صورتیکه ۱۹ بار یا ضریبی از
۱۹ بار ذکر شده باشند که بحثی در آن نیست و
اثبات نظم قرآن را در بر دارد (علیها تسعة عشر )
بر آن ۱۹ قرار دارد آیه ۳۰ سوره ۷۴
گزینه سوم و مهمترین گزینه که بیشتر از
۱۹ بار ذکر شده اند که تماما یصورت زیر دسته بندی شده اند
الف:یا در ۱۹ آیه آمده اند
ب: یا در ۱۹ سوره آمده اند
ج: یا در ۱۹ آیه تکرار شده اند
د: یا در ۱۹ سوره تکرار شده اند
ه-یا ۱۹ بار در اول آیات ذکر شده اند
و:یا ۱۹ بار در آخر آیات ذکر شده اند
ز: یا ۱۹ بار در وسط آیات ذکر شده اند

گزینه اول و نمونه هایی از گزینه هاي دوم به بعد
را در پستهای بعد با درج جدول قرار خواهم داد
که میتوانید مشاهده نمایید

قرآن معجزاتی دارد که ن بر اهل علم پوشیده نیست !معجزاتی که تاکنون کسی نتوانسته همانند آنها بیا ورد
اما دقت داشته باشید چند وقتی است که دوستانی به دنبال مطالب علمی در قرآن میگردند هر چند در قرآن به این علوم اشاره شده !
اما نباید فراموش کرد که قرآن یک کتاب علمی نیست !بسیاری از این رابطه ها با تحقیق درست نا هماهنگ و بعضی هم درست است و بنظر بنده اینها را باید یک نظریه دانست ،همین !و قطعی سخن نگفت

كمتر از ۴۰ سال پيش شيميدان مصري (دكتر رشاد خليفه ) پس از سه سال كار مداوم ادعا نمود كه نظم حيرت انگيزي را در قرآن كشف كرده است.

انتشار اين خبردر ميان روشنفكران كشورهاي اسلامي ، نه تنها موجب شعف و شادي بلكه موجب آن شد تا بسياري از آنها خود به ميدان آمده و با آمار گيري از تعداد حروف و كلمات قرآن ،پرده هاي ديگري از اسرار و رموز اين كتاب آسماني را بر ملا سازند.

تعداد زيادي از دانشمندان مسلمان نظم رياضي قرآن را دنبال كردند و به نتايج قابل توجهي رسيده اند هر چند كه برخي از محاسبات آنها خطا بوده و يا به اعمال سليقه و ذوق شخصي همراه بوده است.

هر چند نظم رياضي قرآن شگفت انگيز است و چينش كلمات با چنين نظمي حاكي از خالقي حكيم است و هيچ جاي انكار نيست اما ادعاي اعجاز عددي قرآن ، اشكالات فراواني دارد كه قابل توجه است .

شناخت قرآن از طريق خود قرآن و اهل البيت كمك بسيار زيادي در اين راستا خواهد نمود .

با دقت در آيات قرآن و روايات در مي يابيم كه قرآن و اهل بيت قرآن را حكمت ،علم ، نور،ذكر و موعظه و… معرفي مي كنند.و همه اين عناوين در پرتو توجه به محتواي قرآن و پيروي از رهنمودهاي آن ميسر مي شود.

نكته قابل توجه ديگر اين است كه محور اصلي بحث قائلين به اعجاز عددي قرآن شيوه كتابت الفاظ قرآن است. در اينجا بحث مفصلي است كه آيا الفاظ قرآن مانند معاني آن توقيفي است يا نه ؟

قائلين به اعجاز عددي قرآن مي گويند بايد همين رسم الخط را حفظ كرد در غير اين صورت خيلي از محاسبات به هم مي خورد.
بايد اين را هم در نظر داشت كه قرآن در هر زماني به خط مرسوم آن زمان نوشته شده است مانند خط كوفي ، كه خيلي ازاين ادعاها با اين خط موافق نيست.

بنابر اين هر چند كه نظم رياضي قرآن شگفت انگيز و قابل توجه است اما چون اين نظم به صورت موجبه كليه مورد اثبات قرار نگرفته و كثرت مطالب اثبات شده به طوري نيست كه اعجاز را ثابت كند. پس اعجاز علمي قرآن از طريق اعجاز عددي آن فعلا قابل اثبات نيست .

اميد كه در پرتو عمل به محتواي قرآن هميشه پيروز و سر بلند باشيد.

از پیشینه این نوع برخورد با قرآن اطلاع چندانی در دست نیست، ولی از آنجا که سیوطی در کتاب الاتقان فی علوم القرآن به این موضوع پرداخته، می‌توان دریافت که این موضوع چندان غریب نبوده‌است. با این حال توجه جدی به این موضوع در دهه ۷۰ میلادی، با ادعاهای رشاد خلیفه آغاز شد. او ادعا کرد که نظمی را در قرآن کشف نموده که ویژگی خاص قرآن بوده و یکی از بزرگترین جنبه‌های اعجازی آن به شمار می‌رود.
کشف رابطه ریاضی در قرآن، موجب شد برخی از پژوهشگران مسلمان برای کشف اسرار و رموز بیشتری از قرآن به آمارگیری از تعداد حروف و واژه‌های قرآن بپردازند. برخی از شاگردان یا پیروان رشاد، چون عبدالله آریک با چاپ کتابی، نظریات او را در باب «عدد ۱۹» تکمیل نمودند. با این حال برخی دیگر از اندیشمندان اسلامی نیز بودند که به طرح نظریات جدید ریاضی و مستقل از رشاد پرداختند.
پس ازآنکه رشاد خلیفه، نظریاتش را بسط داد، با بکارگیری از همان نظریه ریاضی، دو آیه آخر از سوره توبه در قرآن را تحریف‌شده و افزوده شده دانست،و نهایتاً ادعا نمود خداوند او را رسول میثاق نموده‌است و نام او در قرآن کد شده‌است. خلیفه همچنین از سایر متون مذهبی در کنار قرآن مانند سنت پیامبر و احادیث به عنوان منابع جعلی نسبت داده شده به محمد و در تضاد با قرآن یاد کرد و کشف واقعیت این متون و آموزه‌های جعلی را از وظایف رسالت خویش دانست. این امر موجب شد تا محققین اسلامی شروع به نقد نظریه رشاد و دیگر همکاران و پیروان نظریات او نموده و ادعاهای وی را انکار کنند.
جدای از درستی یا نادرستی، نظریات ریاضی در حیطه قرآن قابل بررسی و تامل است. بخصوص آنکه در این میان، نظریات دیگری پدید آمدند که اگرچه از دیدگاه ریاضی به قرآن پرداخته‌اند اما کاملاً مستقل از نظریه رشاد و عدد ۱۹ وی بوده‌اند.

عباس یزدانی در مقاله «اعجاز عددی و نظم ریاضی قرآن» که در شماره ۶۷ مجله کیهان اندیشه چاپ شده است نقدی را بر نظریه دکتر رشاد خليفه مبنی بر اعجاز عددی قرآن وارد کرده است که عیناً می آید:

۲۳سال پيش شيميدانى مصرى به نام دکتر رشاد خليفه که در امريکا اقامت داشت ،پس از سه سال کار مداوم و استفاده از کامپيوتر! ادعا نمود که نظم حيرت انگيزى رادر قرآن کشف نموده است .

ايشان گفت : تعداد تکرار حروف و کلمات در قرآن ،کاملا سنجيده و حساب شده است و از تناسب و نـظمى شگفت انگيز حکايت مى کند و نتيجه گرفت که چون هيچ مؤلف و نويسنده اى نمى تواند در ضـمـن نـگـارش کـتاب ، مراعات تعداد تکرار حروف و کلمات خود را نموده و نظمى خاص در ميان آنها تعبيه کند، پس اين ويژگى خاص قرآن بوده و وجهى از وجوه اعجاز آن به شمارمى رود.

اولين مثال ايشان براى اثبات ادعايش ، حروف مقطعه قرآن بود که مدعى شد راز و رمز اين حروف اسرارآميز را کشف کرده است .

ايـشـان گفت تکرار حروف مقطعه در سوره مربوطه ، بيش از تکرار حروف ديگر است و نيز معدل تکرار اين حروف نسبت به مجموع حروف سوره خاص ، بيش از معدل تکرار اين حروف درسورهاى ديگر است .

هـمـچنين در هر يک از ۲۹ سوره اى که در افتتاح آن ، حروف مقطعه آمده است ، مجموع تعداد آن حـرف يا حروف در آن سوره دقيقا و بدون استثنا مضرب ۱۹ مى باشد و مطالب ديگرى از اين دست که در ادامه اين مقاله به آنها خواهيم پرداخت .

بـا اعـلان ايـن خبر و پخش آن توسط رسانه هاى گروهى و جرائد آن روز، اين موضوع به گونه اى غيرمنتظره در همه جا صدا نمود و موجى از شادى و شعف در ميان مسلمانان برانگيخت .

راقـم ايـن سـطـور نيز آن روز از جمله کسانى بود که از خوشحالى در پوست خود نمى گنجيد و مى پنداشت که مسلمين سنگرى بسيار قوى در برابرملحدين گشوده اند.

انـتشار اين خبر در ميان روشنفکران کشورهاى اسلامى ، نه تنها موجب شعف وشادى بلکه موجب آن شـد تـا بـسـيـارى از آنـهـا خود به ميدان آمده و با آمارگيرى ازتعداد حروف و کلمات قرآن ، پـرده هاى ديگرى از اسرار و رموز اين کتاب آسمانى رابرملا سازند! البته از اين عده ، جمعى بعد از مدتى سرگردانى و راه به جايى نبردن ،دست از کار کشيدند.

اما گروهى ديگر که اعتقادى راسختر به اعجاز قرآن داشتند، به اين کاوش ادامه دادند و مقالات و تـالـيـفـاتى نيز منتشر کردند که در مقام نقد يکايک آنها نيستيم بلکه در اين مقاله درصدد آنيم تا اثـبات کنيم ، اين جريان ، انحرافى بوده وکسانى که در اين وادى افتادند، جز سرگردانى و ناکامى چيزى عائدشان نشد واشکالات نقضى و حلى فراوانى بر دعاوى آنها وارد است .

قـبـلا متذکر شويم که ايشان اولين نفر در اين وادى نبوده و ردپاى اين فکر در کتاب الاتقان فى علوم القرآن سيوطى نيز ديده مى شود.

(۲/۱۱۲).اسـاسـا بـايـد بـبينيم قرآن خود را چگونه معرفى کرده است ، پيشوايان معصوم ما قرآن را چـگونه معرفى کرده اند! آيا آن را کتابى اسرارآميز، معماگونه ، عجيب و غريب وصف نموده اند و يا آن را کتابى روشن و پرمحتوى خوانده اند؟ .

حـقيقت آن است که قرآن خود را کتاب هدايت و رستگارى مى داند و پيوسته ما را به تلاوت و تدبر در خود دعوت مى کند.

قـرآن مـا را بـه تماشاى حروف و کلمات خوددعوت نمى کند، بلکه همواره ما را به قرائت و تدبر و توجه به هشدارهاى خودفرامى خواند.

قرآن خود را احسن الحديث مى خواند که باز جنبه معنايى آن مد نظراست نه ساختار لفظى آن ، لذا بعد از آن مى فرمايد:.

تـقـشـعـر مـنه جلود الذين يخشون ربهم ثم تلين جلودهم و قلوبهم الى ذکر اللّه ذلک هدى اللّه يهدى به من يشا (۲۳/۳۹).

معرفى قرآن از طريق قرآن

توجه شما را به قسمتى از آيات قرآن که ماهيت قرآن را مى توان از آنها فهميد جلب مى کنيم :.

ذلک الکتاب لاريب فيه هدى للمتقين (۲/۲).

شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان .(۱۸۵/۲).

ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم (۹/۱۷).

و لقد صرفنا فى هذا القرآن ليذکروا و ما يزيدهم الا نفورا (۴۱/۱۷).

و ننزل من القرآن ما هو شفا و رحمة للمؤمنين و لا يزيد الظالمين الا خسارا .(۸۲/۱۷).

و انک لتلقى القرآن من لدن حکيم عليم .(۶/۲۷) .

چـنـانـکـه ملاحظه مى کنيد، قرآن خود را حکمت ، علم ، نور، ذکر، هدايت ، موعظه ،بلاغ ، وسـيـله جدايى حق از باطل ، شفاى بيماريهاى قلبى ، بيان هر چيز و وسيله خروج از تاريکى به نور مـى دانـد و هـمـه ايـن عـنـاوين در پرتو توجه به محتواى قرآن وپيروى از رهنمودهاى آن ميسر مـى شـود، نـه از طريق دقت در ساختار لفظى و کشف تناسب و توازن حروف و کلمات اين کتاب آسمانى .

هرگز به وصف يا عنوانى براى قرآن برخورد نمى کنيم که به جنبه لفظى آن هم از اين زاويه خاص نظر داشته باشد.

الـبـتـه يکى از وجوه اعجاز قرآن فصاحت و بلاغت آن است ، اما آن دو نيز طريقى براى توجه هرچه بيشتر به مفاد و محتواى اين کتاب آسمانى است .

عـربـى بـودن قـرآن نـيـز در همين راستاست قرآن فلسفه عربى بودن خود را تدبر و دقت بيشتر بـندگان مى داند چنانکه مى دانيم ، زبان عربى انعطافى بسيار بالا دارد و دقائق و لطائف معانى را در قالب هيچ زبانى همچون زبان عربى ،نمى توان به مخاطب القا نمود: انا انزلناه قرانا عربيا لعلکم تعقلون .

بنابراين ، در هيچ جاى قرآن حتى بطور تلويحى نيز ما به اين گونه کاوشها دعوت نشده ايم .

مقاله قرآن و کامپیوتر نوشته «دکتر رشاد خلیفه» دانشمند مسلمان مصری دارای درجه پی اچ دی در رشته مهندسی سیستم ها و استاد دانشگاه آریزونای آمریکاست که مدتی معاون سازمان توسعه صنعتی ملل متحد بوده است . وی با کمک عده ای از مسلمین متخصص و صرف وقت بسیار تحقیقات گسترده ای را در نظم ریاضی کاربرد حروف و کلمات در قرآن شروع نموده و با الهام از آیات ۱۱ تا ۳۱ سوره مدثر که عدد ۱۹ را کلید رمز اعجاز آمیز قرآن و آسمانی بودن آن معرفی می کنند به کمک عدد ۱۹ توانست رمز نظم ریاضی حیرت انگیز و اعجاز آمیز حاکم بر حروف قرآنی را کشف نماید . دکتر رشاد خلیفه ، نخستین بار ترجمه قرآن مجید از عربی به انگلیسی را در ۱۲ جلد نگاشت . این ترجمه ها توسط موسسه «روح حق» واقع در شهرستان توسان ایالت آریزونای آمریکا به چاپ رسید. مقاله قرآن و کامپیوتر در پایان جلد اول کتاب ترجمه قرآن درج شده است .
اینک متن مقاله:
در چهارده قرن اخیر نوشته های بی شمار ادبی شامل کتاب، مقاله ، گزارشات پژوهشی درباره کیفیت معجزه آسای قرآن برشته تحریر در آمده است . در این نوشته ها فصاحت بیان ، فضیلت ادبی ، معجزات علمی ، سبک و حتی جاذبه آهنگ تلاوت قرآن تشریح شده است . با وجود این ، تحقیق در اعجاز قرآن به علت احساسات بشری ، بی طرفانه صورت نگرفته و بسته به عقیده نویسنده برعلیه آن قلم فرسایی شده است . چون مطالعات و پژوهش های قبلی به وسیله بشر انجام شده خواهی نخواهی تمایلات و نظرات و ضد و نقیض نویسندگان در آنها به چشم می خورد . این نوشته ها توانسته اند افراد غیر مسلمان را قانع کنند که قرآن کتاب آسمانی است و دلایل نویسندگان درایشان موثر نبوده است . معجزه ای که دراین رساله پژوهشی ارائه می شود بر مبنای اصولی بی چون و چرا خالی از شک و شبه و غیر قابل تغییر استوار است بدین ترتیب که فن کامپیوتر با کشف سیستم اعدادی اعجاز آمیز قرآن مدلل می دارد که قرآن مجید بدون شک ساخته فکر بشر نمی تواند باشد . خواست خدای توانا بوده است که این نظم پیچ در پیچ عددی قرآن مخفی نماند تا تایپ شود که سرچشمه غیبی قرآن از جانب خداوند متعال است و نیز در عرض گذشت قرون به وسیله ذات او محافظت می شده و از گزند تغییر ، افزایش یا کاهش در امان مانده است .
رمزهای اعجاز آمیز قرآن منحصراً از این قرارند :
۱٫ اولین ایه قرآن «بسم الله الرحمن الرحیم» دارای ۱۹ حرف عربی است .
۲٫ قرآن مجید از ۱۱۴ سوره تشکیل شده است و این عدد به ۱۹ قسمت است .( ۶×۱۹)
۳٫ اولین سوره که نازل شده است سوره علق (شماره ۹۶) نوزدهمین سوره از آخر قرآن است .
۴٫ سوره علق ۱۹ آیه دارد .
۵٫ سوره علق ۲۸۵ حرف (۱۵× ۱۹) دارد .
۶٫ اولین بار که جبرئیل امین با قرآن فرود آمد ۵ آیه اولی سوره علق آورد که شامل ۱۹ کلمه است .
۷٫ این ۱۹ کلمه ، ۷۶ حرف (۴×۱۹) دارد که به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم است .
۸٫ دومین باری که جبرئیل امین فرود آمد ۹ آیه اولی سوره قلم (شماره ۶۸) را آورد که شامل ۳۸ کلمه است .(۲×۱۹)
۹٫ سومین باری که جبرئیل امین فرود آمد ۱۰ آیه اولی سوره مزمل (شماره ۷۳) را آورد که شامل ۵۷ کلمه است .(۳×۱۹)
۱۰٫ چهارمین بار که جبرئیل امین فرود آمد ۳۰ آیه سوره مدثر (شماره ۷۴) را آورد که آخرین آیه آن «بر آن دوزخ ۱۹ فرشته موکلند» می باشد . (آیه ۳۰)
۱۱٫ پنجمین بار که جبرئیل فرود آمد اولین سوره کامل شد «فاتحه الکتاب» را آورد که با اولین بیانیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم (۱۹ حرف ) آغاز می شود . این بیانیه ۱۹ حرفی بالفاصله بعد از نزول آیه «برآن دوزخ ۱۹ فرشته موکلند» نازل شد . این مراتب گواهی ارتباط آری از شبهه آیه ۳۰ سوره مدثر (عدد ۱۹) و اولین بیانیه قرآن «بسم الله الرحمن الرحیم» (عدد ۱۹) با سیستم اعدای اعجاز آمیز است که بر عدد ۱۹ بنا نهاده شده است .
۱۲٫ آفریننده ذوالجلال و عظیم الشان با آیه ۳۱ سوره مدثر به ما یاد می دهد که چرا عدد ۱۹ را انتخاب کرده است . پنج دلیل زیر را بیان می فرماید :
الف) بی ایمانان را آشفته سازد .
ب) به خوبان یهود و نصارا اطمینان دهد که قرآن آسمانی است .
ج) ایمان مومنان تقویت نماید .
د) تا هر گونه اثر شک و تردید را از دل مسلمانان و خوبان یهودیت و مسحیت بزداید .
ه) تا منافقین و کفار را که سیستم اعدادی قرآن را قبول ندارند رسوا سازد .
۱۳٫ آفریننده بما می آموزد که این نظم اعدادی قرآن تذکری به تمام جهانیان است (آیه ۳۱ سوره مدثر) و یکی از معجزات عظیم قرآن است .(آیه ۳۵)
۱۴٫ هر کلمه از جمله آغازیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم در تمام قرآن به نحوی تکرار شده که به عدد ۱۹ قابل تقسیم است . بدین ترتیب که کلمه اسم ۱۹ بارکلمه الله ۲۶۹۸ بار ( ۴۲×۱۹) کلمه الرحمن ۵۷ بار (۳×۱۹) و کلمه الرحیم ۱۱۴ بار ( ۶× ۱۹) دیده می شود.
۱۵٫ قرآن ۱۱۴ سوره دارد که هر کدام از سوره ها به آیه افتتاحیه بسم الله الرحمن الرحیم آغاز می شود به جز سوره توبه (شماره ۹) که بدون آیه معموله افتتاحیه است . لذا آیه بسم الله الرحمن الرحیم در ابتدای سوره ها ۱۱۳ بار تکرار شده است .
چون این رقم به ۱۹ قابل قسمت نیست و سیستم اعدادی قرآن آسمانی ساخته پروردگار باید کامل باشد یکصد و چهارمین آیه بسم الله را در سوره نمل که دو بسم الله دارد (آیه ۲۷) (ایه افتتاحیه و آیه ۳۰) بنابراین قرآن مجید ۱۱۴ بسم الله دارد .
۱۶٫ همانطور که در بالا اشاره شد سوره توبه فاقد آیه افتتاحیه بسم الله است . هرگاه از سوره توبه شروع کرده آن را سوره شماره یک و سوره یونس را سوره شماره دو فرض نموده و به همین ترتیب جلو برویم ملاحظه می شود که سوره النمل نوزدهمین سوره است (سوره ۲۷) که بسم الله تکمیلی رادارد . از این نظم نتیجه می گیریم که قرآنی که اکنون در دست ماست با قرآن زمان پیامبر از لحاظ ترتیب سوره ها یکی است .
۱۷٫ تعداد کلمات موجود بین دو آیه بسم الله سوره النمل ۳۴۲ ( ۱۸×۱۹) می باشد .
۱۸٫ قرآن مجید شامل اعداد بی شماری است . مثلاً ما موسی را برای چهل شب احضار کردیم ، ما هفت آسمان را آفریدیم . شمار این اعداد در تمام قرآن ۳۸۵ ( ۱۵× ۱۹) می باشد .
۱۹٫ اگر اعداد ۲۸۵ فوق را با هم جمع کنیم حاصل جمع ۱۷۴۵۹۱ ( ۹۱۸۹×۱۹) خواهد بود .
۲۰٫ حتی اگر اعداد تکراری را از عدد فوق حذف نماییم حاصل جمع ۱۶۲۱۴۶ ( ۸۵۳۴× ۱۹) خواهد بود .
۲۱٫ یک کیفیت مخصوص به قرآن مجید این است که ۲۹ سوره با حروف رمزی شروع می شود که معنی ظاهری ندارد . این علامات در هیچ کتاب دیگری ودر هیچ جایی دیده نمی شود . این حروف در ابتدای سوره های قرآن بخش مهمی از طرح اعدادی اعجاز آمیز می باشد که بر عدد ۱۹ بنا شده است . اولین نشانه این ارتباط این است که ۲۹ سوره از قرآن با این علامات شروع می شود . تعداد حروف الفبا در این رموز ۱۴ و تعداد خود رمزها نیز ۱۴ می باشد . هرگاه تعداد سوره ها (۲۹) و حرف الفبا (۱۴) را با تعداد رمزها (۱۴) جمع کنیم ، حاصل جمع ۵۷ ( ۳× ۱۹) خواهد بود .
۲۲٫ خداوند توانا به ما یاد می دهد که در هشت سوره و سوره های شماره ( ۱۰، ۱۲، ۱۳، ۱۵، ۲۶، ۲۷، ۲۸، ۳۱) دو آیه که با این رموز آغاز می شوند حاوی و حامل معجزه قرآن هستند، باید توجه داشت که قرآن کلمه «آیه» را به معنی معجزه بکار برده است . باید کلمه آیه دارای معانی متعددی باشد که یکی از آنها معجزه است و نیز باید دانست که خود کلمه معجزه در هیچ جای قرآن بکار برده نشده است .
بدین ترتیب قرآن مناسب تفسیر نسلهای گوناگون بشریت است . مثلاً نسلهای قبلی (پیشین از کشف اهمیت حروف رمزی قرآن) کلمه آیه را در این هست سوره ، آیه نیم بیتی می پنداشتند . ولی نسلهای بعدی که از اهمیت این رموز با خبر شدند آیه را به معنی معجزه تفسیر کرده اند . بکار بردن کلمات چند معنایی و مناسب برای همه نسلهای بشر در زمانهای گوناگون خود یکی از معجزات قرآن است .
۲۳٫ سوره قاف که با حرف ق شروع می شود (شماره ۵۰) شامل ۵۷(۳×۱۹) حروف ق است .
۲۴٫ سوره دیگری در قرآن حروف ق را با علام رمزی خود دارد (سوره شورا شماره ۴۲) که اگر حروف ق را در این سوره شمارش نمائید ملاحظه خواهید کرد که حرف ق ۵۷( ۳×۱۹) بار تکرار شده است .
۲۵٫ بدین ترتیب در می یابید که دو سوره قرآنی فوق الذکر (شماره ۵۰ و ۴۲) به اندازه همدیگر (۵۷، ۵۷) شامل حرف ق هستند که مجموع آن دو با تعداد سوره های قرآن (۱۱۴) برابر است . چون سوره ق بدین نحو آغاز می شود ق و القران المجید تصور حرف ق به معنی قرآن مجید می نماید و ۱۱۴ ق مذکور گواه ۱۱۴ سوره های قرآن است . این احتساب اعداد آشکار و گویا ، مدلل می دارد که ۱۱۴ سوره قرآن تمام قرآن را تشکیل می دهند و چیزی جز قرآن نیستند .
۲۶٫ آمار کامیپوتر نشان می دهد که فقط این دو سوره که با حرف ق آغاز می شود دارای تعداد معینی ق (۵۷ مورد) هستند گوئی خداوند توانا می خواهد با اشاره و کنایه بفرماید که خودش تنها از تعداد حروف الفبا در سوره های قرآن با خبر است .
۲۷٫ یک نمونه در آیه ۱۳ از سوره ق مدلل می دارد که هر کلمه در حقیقت هر حروف در قرآن مجید به دستور الهی و طبق سیستم اعدادی بخصوصی که بیرون از قدرت بشر است گنجانده شده است این آیه می فرماید «عاد ، فرعون و اخوان لوط» در تمام قرآن مردمی که لوط را نپذیرفتند ، قوم نامیده می شوند . خواننده بلافاصله متوجه می شود که اگر بجای «اخوان» در سوره ق کلمه «قوم» بکار برده می شد چه اتفاقی می افتاد . در این صورت ذکر کلمه قوم به جای اخوان ، حرف «ق» در این سوره ۵۸ بار تکرار می شد و عدد ۵۸ به ۱۹ قابل قسمت نیست و لذا با تعداد ۵۷ «ق» که در سوره شورا مطابقت نمی کرد و جمع آن دو با تعداد سوره های قرآن برابر نمی شد . بدین معنی که با جایگزین کردن یک کلمه به جای دیگر نظم قرآن از بین می رود.
۲۸٫ تنها سوره ای که با حرف «ن» آغاز می شود سوره قلم است (شماره ۶) این سوره ۱۳۳ «ن» دارد که به ۱۹ قابل قسمت است .( ۷×۱۹)
۲۹٫ سه سوره اعراف (شماره ۷) مریم ( شماره ۱۹) و ص (شماره ۳۸) که با حروف (ص) شروع می شوند جمعاً ۱۵۲ حرف «ص» دارند . (۸×۱۹)
۳۰٫ در سوره طه (شماره ۲۰) جمع تعداد حروف «ط» و «هـ» ۳۴۴ می باشد ( ۱۸×۱۹)
۳۱٫ در سوره «یس» تعداد حروف «ی» و» «س» ۲۸۵ می باشد ( ۱۵× ۱۹)
۳۲٫ در هفت سوره ۴۰ تا ۴۶ که با رمز«حم» شروع می شوند تکرار حروف ۲۱۶۶ می باشد (۱۴×۱۹) بنابراین تمام حروف اختصاری که در ابتدای سوره های قرآن دارند بدون استثناء در روش اعدادی اعجاز آمیز قرآن شرکت دارند . باید توجه داشت که این روش اعدادی قرآن ، در مواردی ساده و در خور فهم اشخاص معمولی است . اما در موارد دیگر بسیار مشکل و پیچیده بوده و برای درک آنها اشخاص تحصیل کرده باید از ماشین های الکترونیکی کمک بگیرند .
۳۳٫ در سوره های تشماره ۲ و ۳ و ۷ و ۱۳ و ۱۹ و ۳۰ و ۳۱ و ۳۲ که با رمز «الم» شروع می شوند تعداد حروف الف ، لام ، میم جمعاً ۲۶۶۷۶ مورد و قابل قسمت به ۱۹ می باشد ( ۱۴۰۴× ۱۹) .
۳۴٫ در سوره های ۲۰ و ۲۶ و ۲۷ و ۲۸ و ۳۶ و ۴۲ که با رمز «طس» یا یکی از دو حرف مزبور (ط ، س ) آغاز می شوند تعداد دو حرف «ط» و «س» ۴۹۴ مورد می باشد .( ۲۶× ۱۹)
۳۵٫ در سوره های ۱۰ و ۱۱ و ۱۲ و ۱۴ و ۱۵ که با رمز «الر» آغاز می شوند تعداد الف ، لام ، راء به اضافه تعداد (راء) تنها در سوره سیزدهم ، ۹، ۹۷ مورد است که این عدد قابل قسمت بر عدد ۱۹ می باشد .( ۵۱۱×۱۹) .
۳۶٫ در سوره هایی که با رمز یکی از حروف «ط ، س ، و ، م» آغاز می شوند تعداد حروف طاء وسین و میم ۹۱۷۷ مورد می باشد ( ۴۳۸× ۱۹)
۳۷٫ در سوره رعد( شماره ۱۳) که با حرف رمزی «المرا» اغاز می شود ، تعداد حروف ( الف، لام ، میم ، راء ) ۱۵۰۱ مورد می باشد ( ۷۹×۱۹)
۳۸٫ در سوره اعراف (شماره ۷) که با حروف رمزی المص شروع می گردد تعداد وقوع «الف ۲۵۷۲ مورد ، حرف لام ۱۵۲۳ مورد ، حرف میم ۱۶۵ مورد ، و حرف ص ۹۸ مورد که جمعاً عدد ۵۳۵۸ بدست می آید ( ۲۸۲× ۱۹)
۳۹٫ در سوره مریم (شماره ۱۹) که با حروف کهیعص شروع می شود ، تعداد حروف (کاف ، ها ، یا ، عین ، صاد ) ۷۹۸ مورد می باشد ( ۴۲× ۱۹)
۴۰٫ در سوره شورا (شماره ۴۲) ک با حروف حم عسق شروع می شود تعداد حروف ( حا، میم ، عین ، سین ، قاف ) ۵۷۰ مورد می باشد (۱۲۰× ۱۹)
۴۱٫ در سیزده سوره ای که حرف الف در لغت رمزی آنهاست (سوره های شماره ۲ . ۳ .۷ .۱۰٫ ۱۱٫ ۱۲٫ ۱۳٫ ۱۴٫ ۲۹٫ ۳۰٫ ۳۱٫ ۳۲٫ ۱۵) جمع الف های موجود ۱۷۴۹۹ مورد می باشد ( ۹۲۱× ۱۹)
۴۲٫ در سیزده سوره فوق الذکر جمع لام ۱۸۷۰ مورد می باشد (۶۲۰× ۱۹)
۴۳٫ در هفده سوره ای که حروف میم در لغت رمزی آنهاست (سوره های شماره ۲٫ ۳٫ ۷ . ۱۳٫ ۳۲٫ ۲۶٫ ۲۸٫ ۲۹٫ ۳۱٫ ۳۰٫ ۴۰٫ ۴۱٫ ۴۲٫ ۴۳٫ ۴۴٫ ۴۵٫ ۴۶) جمع حروف میم ۸۶۸۳ مورد می باشد ( ۴۵۷×۱۹)
در تاریخ کتابی سراغ نداریم که مانند قرآن طبق یک سیستم عددی تنظیم شده باشد بر این حقیقت علاوه بر ۴۳ بند پیشین ، موارد زیر نیز گواه صادقی است :
الف کلمه الله ۲۶۹۸ مرتبه در قرآن تکرار شده که مضربی از عدد ۱۹ است (۱۴۲×۱۹) و تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم نیز ۱۹ مورد می باشد . مسئله جالب اینکه در سوره اخلاص بعد از قل هو الله احد جمله الله الصمد آمده در صورتی که اگر هو الصمد می آمد جمله صحیح بود از نظر دستورزبانی باید هو می آمد اما با این حال الله آمده است اگر به جای الله هو می آمد سیستم ریاضی قرآن بهم می ریخت و این مسئله شباهت زیادی دارد به همان اخوان و قوم در سوره ق .
ب : مورد جالب دیگر در سوره مریم حروف مقطعه کهیعص می باشد که به صورت حروف آغازین آمده است، این حروف در سوره مریم ، بصورت جداگانه ، با این تعداد بکار رفته اند : حرف ک ۱۳۷ مرتبه ، حرف ه ۱۶۸ مرتبه، حرف ی ۳۴۵ مرتبه ، حرف ع ۱۲۲ مرتبه ، حرف ص ۲۶ مرتبه . جمع این ارقام به این صورت است :
۳۴۵+ ۱۶۸+۱۳۷+۱۲۲+۲۶ = ۸۹۷ که مضروب عدد ۱۹ می باشد ( ۴۲×۱۹) یعنی مجموع تکرار حروف پنجگانه (ک ، ه ، ی ، ع ، ص) سوره مریم (سوره شماره ۱۹) علاوه بر اینکه بر عدد ۱۹ (تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم ) قابل تقسیم است بر عدد ۱۴ (که تعداد حروف مقطعه است) نیز قابل تقسیم می باشد ( ۷۹۸= ۵۷× ۱۴)
پ: در قرآن بعضی از کلمات با کلمه های دیگر که از نظر معنی با همدیگر تناسب دارند یکسان به کاررفته اند مثلاً :
۱- کلمه حیوه ۱۴۵ بار با مشتقات آن در قرآن بکار رفته است و به همان تعداد (۱۴۵ بار) کلمه موت یا مرگ با مشتقاتش بکار رفته است .
۲- کلمه دنیا ۱۱۵ بار و کلمه آخرت هم ۱۱۵ بار بکار رفته است .
۳- کلمه ملائکه ۸۸ بار در قرآن آمده است و کلمه شیاطین نیز به همان تعداد ۸۸ بار بکار برده شده اند .
۴- حر یعنی گرما ۴۰ بار و کلمه برد یعنی سرما نیز ۴۰ بار بکاربرده شده اند .
۵- کلمه مصائب ۷۵ بار و کلمه شکر نیز ۷۵ بار
۶- کلمه زکات ۳۲ بار و کلمه برکات نیز ۳۲ بار
۷- کلمه عقل و مشتقات آن ۴۹ بار و کلمه نور نیز با مشتقاتش ۴۹ بار
۸- کلمه یوم به معنی روز و شهر به معنی ماه در قرآن به ترتیب ۳۶۵ بار و ۱۲ بار بکار رفته اند .
۹- کلمه رجل به معنی مرد ۲۴ بار و کلمه امرأه به معنی زن نیز ۲۴ بار در قرآ ن بکار رفته اند .
۱۰٫ کلمه امام بصورت مفرد و جمع ۱۲ بار در قران آمده است .
آیا اینها تصادفی است ؟
ت : تفاوتهایی در حدود یک ده هزارم ضمن بررسی سوره مری و زمر دیدم که نسبت درصد مجموع حروف ( ک ، ه ، ی ، ع ، ص ) در هر دو سوره مساوی است با اینکه باید در سوره مریم بیش از هر سوره دیگر باشد زیرا این حروف مقطعه فقط در آغاز سوره مریم قرار دارد . اما هنگامی که محاسبات مربوط به نسبت گیری حروف دو سوره را از رقم سوم اعشار بالاتر بردم روشن شد که نسبت مجموع این حروف در سوره مریم یک ده هزارم ( ۰/۰۰۰۱) بیش از سوره زمر است . این تفاوتها جزئی راستی عجیب و حیرت آور است . /س

اوائل سوره هايي چند از قرآن مجيد اصطلاحي به نام حروف مقطعه آمده است كه در اول بيست و نه (۲۹) سوره از سور قرآن قرار دارد و بيست و شش (۲۶) سوره از اين تعداد «مكي» و سه سوره ديگر «مدني» است .
در مورد اين حروف چه در قرآن و چه در احاديث و روايات مطلبي كه از حقيقت معنايي اين حروف پرده بردارد نيامده است . از اين رو همواره به عنوان موضوعي پيچيده باقي مانده و مفسّران قرآن درباره آنها نظريات مختلفي ارائه داده اند . نظر اكثر مفسرين اينست كه قرآن به اين حروف اشاره صريحي نداشته است و در قرآن كريم يا احاديث نبوي غير از آنچه ياد شد هيچ نشانه يا حدسي كه بتواند بحث پيرامون حروف مقطعه اوايل سوره ها هدفي را مشخص كند وجود ندارد.
البته بايد گفت ، صحيح نيست كه در قرآن چيزى يافت شود كه فهم آن از ذهن ما خارج باشد در صورتى كه قرآن در منتهى درجه فصاحت و بلاغت است و رهبر به سوى سعادت و سبب تكميل نفوس مردم مي باشد و آيه آيه ۹ سوره بنى اسرائيل« إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ» و آيه ۱۷۴ سوره نساء مي فرمايد: « قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبِيناً » بمجموع اين كتاب شريف اشاره دارد. اگر چه مي توان گفت كه بعضى از مواقع بنا به اقتضاء حكمت و مصلحت برخى از مطالب در قالب بعضى از الفاظ سر بسته بيان مي شود كه درك آن بدون دقّت و ضميمه مطالب ديگر بآسانى ميسر نمي گردد.
و به همين دليل مفسرين براي تحقيق درباره آنها تلاش زيادي كرده اند و به بحر عميقي داخل گشته اند ‏، حبيب الله نوبخت نويسنده كتاب ديوان دين معتقد است كه حروف مقطعه در اوائل سوره ها عنوان مطالب آن سوره هاست البته مختصر و منحوت عنوان . ولي نظريات اين عده فقط نظريات فردي است و مورد قبول دانشمندان قرار نگرفته است ‏، از اين رو دانشمندان اين حروف را جزو اسرار و رازهاي پنهاني خداوند مي دانند كه جز خداوند متعال و راسخين در علم ، كسي به سرّ آن ها آگاهي ندارد و همگي بر اين نظر تأكيد دارند كه خدا به مقصود خويش آگاه تر است.« سرّ من اسرار اللَّه استاثره اللَّه بعلمه »
زان گونه پيام ها كه او پنهان دارد*****يك ذرّه بصد هزار جان نتوان داد.

حروف مقطعه قرآن :
 
قرآن ۱۱۴ سوره دارد و در ۲۹ سوره ملاحظه مي كنيم كه بعد از«بسم الله الرحمن الرحيم »سوره با حرفي آغاز شده است كه در اصطلاح مفسران آنها را «فواتح السور» يا «حروف نوراني» و يا «حروف مقطعه» مي نامند .
اين حروف مقطعه در ابتداي سوره ها ‏، يك حرفي‏، دو حرفي ‏،سه حرفي‏، چهار حرفي يا پنج حرفي هستند كه به ظاهر معناي روشني ندارند . حروف مقطعه به قرار ذيل است :
«الم- الم- المص- الر- الر- الر- المر- الر- الر- كهيعص- طه- طسم- طس- طسم- الم – الم- الم- الم- يس- ص- حم- حم- حمعسق- حم- حم- حم- حم- ق- ن »
اين حروف به ترتيب در اوايل سوره هاي « بقره ‏‏، آل عمران ‏،اعراف‏ ،يونس ‏، هود ‏،يوسف ‏، رعد ‏، ابراهيم ‏، حجر ‏، مريم ‏،طه ‏، شعرا ‏، نمل‏، قصص ‏، عنكبوت ‏، روم لقمان ‏، سجده ‏،يس ‏، ص ‏، مومن ‏، فصلت ‏، شوري ‏، زخرف ‏، دخان ‏، جاثيه ‏، احقاف، ق ‏، قلم» هستند.
اگر اين حروف جمع شوند و مكررات آنها حذف شود ‏، درست نصف حروف بيست و هشتگانه (۲۸) الفباي عربي يعني چهارده (۱۴)حرف خواهند بود . اين حروف را در عبارت « صِراط عليٍّ حق نُمْسِكُهُ » به معناي «راه علي حق است ما به آن چنگ مي زنيم» يا «على صراط حق نمسكه » يا «على حق ، نمسك صراطه » گردآوري كرده اند و اهل نست نيز مى توانند براى تاييد راه خود با همين حروف جملاتى مانند « صريح طريقك مع السنه » را بسازند؛ يعنى ، راه و روش تو در صورت هماهنگى با سنت (برداشت خاص اهل سنت از اسلام) صحيح است. و اين حروف (حروف مقطعه با حذف مكررات ) ، نصف حروف هجا است چون اثبات اعجاز نصف هدف آيات قرآن است. سال ها بعد از نزول قرآن كه براى زبان عرب قواعدى و علومى وضع شد حروف را نيز از حيث كيفيت تلفظ تقسيم كرده و هر قسمتى را بنامى ناميدند. اينك مى‏بينيم كه اين چهارده حرف اول سوره‏ها درست مشتمل بر نصف تمام آن اقسام است يعنى نصف مهموسه و نصف مجهوره و نصف شديده و رخوه و مطبقه و منفتحه و مستعليه و منخفضه و قلقله (آقاى شهرستانى حروف هر يك از اقسام را ذكر كرده و شمرده‏اند) و همچنين بين حروف مقطعه هم حروف نقطه دار و هم حروف بي نقطه و هم حروف شمسي و هم حروف قمري و هم حروف متصل و هم حروف منفصل هست .
از يكصد و چهارده(۱۱۴) سوره قرآن پنجاه و شش (۵۶) سوره مكي و بيست و هشت (۲۸) سوره مدني هستند كه از (۵۶) سوره مكي قرآن (۲۶)سوره ي آن و از (۲۸) سوره مدني (۳) سوره ي آن ابتدايشان حروف مقطعه آمده است . يعني غالب سوره هاي حروف مقطعه دار (۲۶)سوره از (۲۹) سوره مكي هستند . و به عبارت ديگر هر سوره‏اى كه در اول آن حروف مقطعه آمده مكية است بجز سوره بقره و آل عمران اما سوره رعد اختلافى است.]۱[
همچنين بعد از حروف مقطعه معمولاً نام و يادي از كتاب و قرآن و ذكر و وحي و نوشته و . . . در ميان مي آيد . اما در معاني اين حروف ‏، مفسران قديم و جديد نكات جالبي گفته اند كه كه شايد هر كدام بخشي از اسرار وجود در اين حروف بيان كرده باشند .
به عبارت ديگر حروف مقطعه در اوائل سوره‏هاى مختلف وجود دارد كه در برخى از موارد اين حروف بطور بسيط بكار برده شده مانند « ص » در اول سوره ۳۸(ص) و « ق » در اول سوره ۵۰ (ق) و « ن » در اول سوره ۶۸ ( القلم ) و در بعضى از موارد فواتح سور از دو حروف متشكل مي باشد كه مجموعا ده سوره هستند كه هفت مورد آن با « حم » شروع مي شوند و آنها عبارتند از سوره‏هاى: غافر- فصّلت- شورى- زخرف- دخان- جاثيه- احقاف- و مورد هشتم و نهم و دهم عبارتند از سوره‏هاى : طه- طس- يس. و سيزده سوره ديگر كه فواتح آنها از سه حرف شروع گرديده عبارتند از. بقره- آل عمران- عنكبوت- روم- لقمان- سجده- يونس هود- يوسف- ابراهيم- حجر- شعراء- قصص. و دو سوره از قرآن با چهار حروف شروع شده و آنها عبارتند از سوره اعراف و سوره رعد و فقط سوره « كهيعص » است كه با پنج حرف آغاز گرديده است. البته اگر در سوره فصلت نيز « حمعسق » را يك مجموعه بحساب آوريم ميتوان گفت كه در آغاز دو سوره از سوره‏هاى قرآن حروف مقطعه پنجگانه وجود دارد و با توجه بمطالب فوق مجموعا بيست و نه سوره با حروف مقطعه شروع شده است. ]۲[
البته متذكر شويم كه حروف مقطعه با ذكر مكررات عبارتند از : « ا ، ح ، ر ، س ، ص ، ط ، ع ، ق ، ك ، ل، م ، ن ، ه ، ي »‏ كه گاهى آنها را” حروف نورانى” نيز مى‏نامند. ]۳[

منظومي از حروف مقطعه در قرآن :
 
هستى مطلق ز غيب ذات خويش *** خواست گردد جلوه‏گر ز آيات خويش‏
از احد كاطلاق ذات اللّه بد *** گشت ظاهر در صفات اللّه شد
صورت اللّه دانى گر مقام *** شد محمّد ص مظهر جامع بنام
‏ممكنات از بحر او مانند موج *** منشعب شد فرقه فرقه فوج فوج‏
زان سبب موصوف بر لولاك شد *** باعث ايجاد آب و خاك شد
كرد اشارت از الف و زلام و ميم *** زين سه رتبه بعد رحمن و رحيم‏
خود الف بود آنكه آمد لام شد *** لامع آن شمس الاحذر اكرام شد
لام را باشد نهايت حرف ميم *** نيك درياب اين اشارات عظيم‏
زين سه رتبه در كتاب آنسان كه بود *** ابتداء فرمود سلطان وجود
از مقامات ثلاث آغاز كرد *** باب رحمت بر خلايق باز كرد
تا تو دانى انفس و آفاق را *** سرّ اين تقييد و آن اطلاق را
از پس سبع المثانى كاندر آن *** حمد خود آموزد او بر بندگان
‏از الف كرد ابتداء و زلام و ميم *** تا ز حادث راه يابى بر قديم‏
اين اشارت بر سه رتبه است از وجود *** گر مراتب را شناسى با شهود
اول اللّه است و ثانى جبرئيل *** عقل فعال اوست از روى دليل
منتهى باشد محمّد ص در نمود *** ز آنكه دارد جامعيت در وجود
فيص هستى جبرئيل ذو العطاء *** ز ابتداء گيرد دهد بر منتها
گفت جمع عالم اين است اى وجيه *** يا عبادى فاعلموا لا ريب فيه‏ ]۴[

سخني از گذشتگان :
 
در كتاب « الاتفاق» جلد دوم صفحه ۹ آمده است كه از متشابهات اوايل سوَر آن است كه اينها اسراري است كه جز خداوند كسي بدان آگاه نيست و اين موضوع را ديگران نيز تأكيد كرده اند .
از الشعبي منقول است كه از او درباره حروف آغاز سوره سؤال شد او گفت : براي هركتابي سري است و سر اين كتاب حروف آغاز سور آن است .
از ابن عباس نقل شده است كه مراد از «الم» در سخن خدا آن است كه «انا الله أعلم» و همچنين در مورد «المص» (انا الله افضل) و نيز در مورد «المر» ( انا الله أري) .
از سعيدبن جبير از ابن عباس نقل شده است كه« الر – حم – ن » صورت پراكنده اي از« الرحمن» است اما مقصود از اين كار چه بوده است ؟
ابوالشيخ از محمدابن كعب القرظي نقل مي كند كه : «المر» از الرحمن گرفته شده است . همچنين از قول او نقل شده است كه در «المص» «الف» از« الله» و «م» از «الرحمن» و «ص» از «الصمد» گرفته شده است و اين چيزي شبيه به همان مورد قبلي است .
از الضحاك نقل شده است كه معناي آن المصور است و نيز گفته شده كه معناي آن« انا الله اعلم» است . طبق نظري ديگر حروف آغاز سوره سوگندهايي است كه خداوند بدان قسم ياد كرده است و آنها در زمره نام هاي پروردگار هستند . در اين نظر استناد بدين روايت مي كنند كه حضرت مولي الموحدين علي (عليه السّلام) يك قسم ياد كرده است : «أسئلك يا كهيعص» به معناي مرا مورد عفو قرار بده و باز از اين به نظر مي آيد كه آن اشاره به اسماء حسني است از قبيل كافي هادي و غيره .

خلاصه اي از مهمترين نظريات درباره حروف مقطعه :
 
در اينجا خلاصه اي از مهمترين نظرات را از نظر مي گذرانيم . البته از ذكر تأويلات و نكاتي عرفاني خودداري شده است :
۱) اسم اعظم خدايند. بطوري كه اگر خوب تركيب نمايند باسم اعظم الهى دست مي يابند لكن ما نمى‏توانيم و نمى‏دانيم آنها را چگونه بايد جمع نمائيم.
۲) اينها اسامي قرآنند. كلبى و سدى و قتاده به همين نظريه معتقدند.
۳) اين حروف جنبه سوگند دارند و خداوند به آنها قسم ياد كرده است .
۴) حروفي است از حروف هجا كه موضوعند براي تركيبات .
۵) حروفي هستند كه هريك از آن به معنايي اشاره دارد .
۶) اسرار قرآنند چنانچه براي هر كتابي سرّي است .
۷) در اوايل سوره آورده شده تا ابتداي سوره و انتهاي سوره سابق را تعيين نمايند .
۸) اين حروف از مختصات قرآن كريم است و در ساير كتابهاى آسمانى مانند تورات و انجيل سابقه ندارد.
۹) اسامي سوره هايي هستند كه در آن قرار گرفته اند و مرحوم شيخ طوسي اين معني را پسنديده و مي گويد بهترين معاني همين معاني است كه بگوييم اين حروف اسامي سوره ها هستند. سيبويه و خليل و بيشتر متكلمين به همين نظريه معتقدند زيرا در ميان اعراب رسم چنين بود كه بحروف نام‏گذارى مي كردند چنانكه پدر حارثه نامش لام بود و مس را صاد و نقد را عين و ابر را غين و ماهى را نون مي ناميدند و قفال هم كه يكى از علماى معتزله است اين قول را پذيرفته است و به اعتقاد اين عده مفهوم كلى اين سوره‏ها مدلول حروف مقطعه‏اى است كه در اوائل اين سوره‏ها ذكر گرديده است.
۱۰) گفته اند اين حروف به حساب جُمَل پيش بيني سال بعضي حوادث مهم است . طرفداران علوم غريبه بر اين نظريّه زياد تأكيد مي كنند .
۱۱) اين حروف رمز مطالب سوره مربوطه است . مثلاً در سوره هايي كه «حم» در ابتداي آن ها آمده است بحث «حيات و موت» در ميان است يا « طسم» رمز « طير و طيور» و « سليمان و سبا» و « موسي» است و يا « الم» به معناي « الله» و « جبرئيل » و« محمّد» است .
۱۲) آوردن اين حروف بدين منظور است كه خواننده و شنونده توجه كند كه قرآن كه معجزه است از همين حروف معمولي ساخته شده است . با اين افراد بشر از آوردن مانند آن يا مثل بخشي از آن عاجزند؛ مثل آنكه در كنار ساختمان عظيمي تكّه هاي مصالح ساختماني ببينيم و بدانيم از همين مصالح ساخته شده است ولي خود ما از ساختن مانند آن ناتوان باشيم .
گفته اند اين حروف رمزي ميان خدا و پيغمبر (صلّي الله عليه و آله و سلّم) است . اگر اشكال شود كه فايده اش براي بشر كه آنرا نمي فهمد چيست در پاسخ گفته شده كه در ظهور حضرت حجت (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) ايشان معاني اين حروف را بيان خواهند كرد و اين از نشانه هاي صدق آن حضرت است .
بين المحبّين سر ليس يفشيه *** قول و لا قلم للخلق يحكيه‏
۱۳) گفته اند همچنان كه در كتاب تكوين يعني عالم هستي معلومات و مجهولاتي هست به موازات آن در كتاب تشريع يعني قرآن هم معلومات و مجهولاتي بايد باشد . و حروف مقطعه نشانه مجهولات و نقاط سياهي است كه براي بشر قابل فهم نيست .
۱۴) گفته اند كفار و مشركان هنگامي كه پيامبر (صلّي الله عليه و آله و سلّم) آيات قرآن را تلاوت مي كرد همهمه مي كردند . بر زبان آوردن اين حروف از طرف مردي امّي ايجاد تعجب و سكوت مي كرده و حضرت موفق مي شده است آيات را تلاوت نمايد . چنانكه مي فرمايد : « لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ » . مكي بودن غالب سوره هايي كه با حروف مقطعه شروع مي شود اين نكته را تقويت مي كند .
۱۵) گروهى از مفسرين مي گويند كه اين حروف اشاره باسماء اللّه است ؛ لذا الف در « الم » اشاره به انا لام اشاره به اللّه و ميم اشاره بعلم اوست يعنى« انا اللّه اعلم » ولى بعقيده ابن عباس الف در « الم » اشاره بر لفظ جلاله اللّه لام بر اسم جبرئيل و ميم اشاره بر اسم محمّد (صلى اللّه عليه و آله و سلّم) مي باشد و شايد اشاره به اين باشد كه اللّه بواسطه جبرئيل قرآن را به محمّد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) فرستاده است.
۱۶) برخى از مفسرين نوشته‏اند: هر حرفى از حروف مقطعه‏اي اوائل سور مفتاح اسمى از اسماء اللّه است و نيست در آن حرفى مگر آنكه راجع بثناء و آلاء حق تعالي است.
بعضى گفته‏اند حروف مقطعه اوائل سور بخاطر اين بوده است كه سبب سكوت شنوندگان گردد زيرا مشركين بنا گذاشته بودند كه به سخنان پيامبر اكرم گوش ندهند چنانكه مي فرمايد : « وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ‏»]۵[ اما وقتى اين كلمات نامأنوس را مي شنيدند موجب سكوت آنان مي شد.
۱۷) برخى از مفسرين چنين بيان كرده‏اند: در الم سه معنى مندرج است كه با مقام الوهيت مناسب مي باشد :
۱٫ الف يكى است هم در ذات و هم در صفات و هم در وضع و حساب خداوند نيز هم منفرد بوجود حقيقى است ازلا و ابدا و هم منفرد بصفات ذاتى است.«كان اللّه و لم يكن معه شى‏ء»
۲٫ الف مستقيم است و از كثرت حروف تغييرى در آن حاصل نمى‏شود وجود پروردگار متعال نيز ثابت و پايدار است و كثرت موجودات تغييرى در وحدتش نمى‏دهد.
۳٫ الف مصدر تمام حروف است و باستقامت آن حروف معوجه استقامت مى‏يابند وجود خداوند نيز مبدء تمام موجودات است و از حقانيت او موجودات محقق و ثابت مى‏گردند و با اتصال لام و ميم روشن ميشود كه موجودات غير از ذات حق، موصوف بدوئيت است و وحدت حقيقى منحصر بذات حق تعالى است و لام در الم بدو معنى اشاره دارد يكى اثبات حقانيت و مالكيت حق تعالى. لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ و ديگرى نفى وجود غير، بدينمعنى موجود حقيقى نيست مگر او.«ليس فى الدّار غيره ديّار».
۱۸) از دعاى امام سجاد عليه السّلام فهميده مي شود كه مراد از جميع حروف مقطعه كه مقترن بلفظ كتاب يا قرآن است مانند: المص كِتابٌ أُنْزِلَ إِلَيْكَ- يس وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ- ق وَ الْقُرْآنِ- حم تَنْزِيلُ الْكِتابِ نام مقدس حضرت محمد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) است كه خداوند متعال بآن قسم مى‏خورد لذا معنى الم چنين مي شود: قسم بنام محمد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) .
۱۹) اهل تحقيق گفته‏اند كه الف از اقصاى حلق كه اول مخارج است ادا ميشود و لام از طرف زبان كه اوسط مخارج است و ميم از لب كه آخر مخارج است گفته ميشود و الم اشاره باين مطلب است كه بنده خدا بايستى در اول و وسط و آخر افعال و اقوال خود بياد حق تعالى باشد.
۲۰) بنظر بعضى از مفسرين اين حروف علامت پاره‏اى از واژه‏هاى عربى است كه قبلا در ادبيات عرب رايج بوده است.
۲۱) حروف مقطعه اوائل سور بجهت آماده ساختن پيامبر اكرم براى دريافت وحى مي باشد.

اقوالي درباره هريك از حروف مقطعه قرآن :
 
«كهيعص» : اين كلمه كه از پنج حرف تلفيق شده در اول سوره مريم قرار گرفته است . در تفسير برهان از كمال الدين صدوق نقل شده كه سعدابن عبدالله قعي محضر حضرت امام حسن عسکري عليه السّلام رسيد خواست مسائلي از آن حضرت سؤال كند امام فرمودند : از نور چشم من حضرت مهدي (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) بپرس . سعد گفت : يابن رسول الله از تأويل «كهيعص» با خبرم فرما. آن حضرت فرمود: « اين حروف از اخبار غيبي است كه خداوند بنده اش زكريا را به آن واقف كرد . سپس بر محمد (صلّی الله عليه و آله و سلّم) حكايت فرمود بدين بيان كه زكريا (عليه السّلام) از خدا خواست نام هاي پنج تن را به او بياموزد جبرئيل آمد و تعليم كرد زكريا هر وقت نام هاي «محمد علي فاطمه حسن» (عليهم السّلام) را ياد مي كرد غصّه اش برطرف مي شد و چون نام حسين (عليه السّلام) را ياد مي نمود گريه گلوگيرش مي كرد و دلش مي لرزيد . روزي گفت : خدايا چرا در چهار ذكر اول غصه ام زدوده مي شود و در ذكر حسين اشكم روان مي گردد و لرزه دلم بالا مي گيرد؟ خدا از ماجراي حسين(عليه السّلام) به وي خبر داد و فرمود :«كهيعص» «كاف» اسم كربلا – «هاء» هلاك و شهادت عترت رسول (صلّی الله عليه و آله و سلّم ) – «ياء» يزيد لعنت اله عليه و او ظالم حسين(عليه السّلام) است – «عين» عطش آن حضرت و «صاد» صبر او مي باشد.»
در صافي آن را از كمال الدين نقل كرده و مي گويد در مناقب نظير آن نقل شده است . در مجمع نقل كرده كه اميرالمومنين (عليه السّلام ) در دعايش مي گفت: « اسئلك يا كهيعص» . از اين به نظر مي آيد كه آن اشاره به اسماء حسني است از قبيل كافي و هادي و غيره .
« الم » : در تفسير امام حسن عسكرى (عليه السّلام) نقل شده كه آن حضرت فرمودند معنى« الم » آن است : اين كتابي كه فرستاديم مركب از حروف تهجى است كه لغت شما هم از آن تركيب مى‏شود اگر شك داريد كه از طرف خداوند است پس نظير آن را بياوريد.
امام رضا (عليه السّلام) فرمودند: از صادق آل محمّد عليه السّلام از معنى « الم » پرسيدند وى پاسخ دادند : الف شش صفت دارد كه با شش صفت خداوند متعال مطابقت دارد:
۱٫ الف ابتداء حروف است حق تعالى هم مبدء تمام مخلوقات است.
۲٫ الف منفرد از همه حروف است خدا هم منفرد بوجود است.
۳٫ الف بحروف متّصل نيست ولى حروف بآن متّصلند همينطور خلق بحق متّصلند ولى خدا بچيزى متّصل نيست و همه مخلوقات باو محتاجند و او بكسى محتاج نيست.
۴٫ الف منقطع و مباين از حروف است خدا هم منقطع و مباين از خلق است.
۵٫ الف سبب تركيب و تأليف حروف است خدا هم سبب تأليف و تركيب موجودات است.
۶٫ الف مستقيم و مستوى است خداوند هم عادل و درست‏كار است.
تفسير قمى از ابى بصير از امام جعفر صادق (عليه السّلام) روايت كرده كه آن حضرت فرمودند: « الم » حرفى است از حروف اعظم آفريدگار كه حروف آن جدا از يكديگر ذكر شده و اگر پيامبر اكرم و اوصياء او عليهم السّلام آن را تركيب نموده و خداوند را بآن نام بخوانند درخواست آنان إجابت خواهد شده.
تفسير برهان از امام جعفر صادق (عليه السّلام) نقل كرده كه « الم » در اول سوره بقره بمعنى « انا اللّه الملك » است.
ابو اسحق ثعلبى در تفسير خود روايتى از على بن موسى الرضا (عليه السّلام) نقل كرده كه آن حضرت فرمودند: از امام جعفر صادق (عليه السّلام) راجع به « الم » سؤال كردند و ايشان در پاسخ فرمودند: الف راجع به شش صفت از صفات خداوند مي باشد:
(۱) ابتداء زيرا خداوند است كه آفرينش همه مخلوقات را آغاز كرد و الف نيز ابتداء و آغاز همه حروف تهجّى است.
(۲) استواء چون خداوند مستوى و عادل و راست است الف نيز راست بوده و ميل و انحرافى از طريق اعتدال و استواء در آن وجود ندارد.
(۳) انفراد خدا فرد و تنها است الف نيز چنين است.
(۴) الف بحروف متصل نيست ولى حروف بآن متصلند همينطور خلق بحق متصلند و خدا بچيزى متصل نيست و همه باو محتاجند و او بكسى محتاج نيست.
(۵) الف منقطع و مباين از حروف است خدا هم منقطع و مباين از خلق است.
(۶) الف مبدء تأليف حروف است خدا هم منشاء الفت مردم و خلق با يكديگر مي باشد.
« الم » در سوره آل عمران :
۱٫ بمعنى انا اللّه المجيد است.
۲٫ الف در الم اشاره به اللّه و لام به لطيف و ميم اشاره به مجيد است.
۳٫ الف در الم اشاره به اللّه و لام اشاره به جبرئيل و ميم اشاره به محمد است يعنى خدا قرآن را بواسطه جبرئيل به محمد صلّى اللّه عليه و آله نازل كرده است.
۴٫ الف در الم اشاره به احد و لام اشاره به لطيف و ميم اشاره به ملك است يعنى: الاحد اللطيف الملك.
۵٫ الف در الم اشاره بنام مقدس اللّه و لام اشاره بلقاء حق و ميم اشاره بمحبت الهى در مخلوق است.
۶٫ روح البيان مي نويسد: در قرآن براى قيام گفته شده قوموا للّه و براى ركوع گفته شده « و اركعوا » و براى سجود گفته شده « و اسجدوا » پس الف اشاره به قيام در نماز و لام اشاره به ركوع و ميم اشاره به سجود است.
«المر» : از ابن بابويه مسندا از حضرت صادق عليه السّلام فرمود : ( المر معناه انا اللَّه المحيى و المميت الرازق ).
«طه» : به نظر صاحب كتاب ديوان دين «طاء» مختصر كلمه طور و «هاء» مختصر كلمه هدايت است و اين دو حرف نماينده تمام مطالب سوره مي باشد و اين كلمه عنوان سوره است . عنواني كه از آن بهتر و جامع تر نيست .
گفته : موضوع سوره داستان پيغمبري موسي (عليه السّلام ) است و كوه طور و هدايت شدن وي جانب آتش كه از قله طور به نظر آورد . بعد از آن به طور رفت و خدا با او سخن گفت . به جانب فرعون هدايت شد تا او را هدايت كند . . . .
در مجمع فرموده : روايت است رسول خدا (صلّی الله عليه و آله و سلّم) يكي از دو پايش را در نماز بلند نگه مي داشت تا رنجش بيشتر باشد خدا نازل فرمود :
« طه . مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى» از آن به بعد هر دو پايش را به زمين گذاشت اين قول در كشاف از حضرت امام صادق (عليه السّلام) نقل شده است .
در الميزان از تفسير قمي از امام محمد باقر و امام صادق (عليهم السّلام) نقل است كه رسول خدا (صلّی الله عليه و آله و سلّم) چون نماز مي خواندند بر انگشتان دو پايش مي ايستاد تا ورم مي كردخداوند نازل فرمود:
« طه .مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى . إِلا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشَى» . ناگفته نماند اگر « طه » نام آن حضرت باشد تسميه از جانب خداست وگرنه قبلاً چنين نامي براي آن حضرت معلوم نبود و بايد ديد اين لفظ چه معنايي دارد كه خدا آن حضرت را با آن ناميده اند و اگر اشاره به طور و هدايت باشد مي شود گفت منظور آن است كه اي رسول خدا (صلّی الله عليه و آله و سلّم)طور و هدايت موسي را ببين كه چطور بالاخره موسي موفق شد بدان كه قرآن براي مشقت تو نيست بلكه تذكّري است تو هم بالاخره در ترويج آن موفق خواهي بود .
«يس» : در مجمع فرموده محمدبن مسلم از ابي جعفر باقر(عليه السّلام) نقل كرده رسول خدا (صلّی الله عليه و آله و سلّم)را دوازده اسم است پنج تا از آنها در قرآن است : «محمد – احمد – عبدالله – يس و نون »
در حديث از على بن ابراهيم از حضرت صادق (علیه السّلام) است (يس اسم رسول اللَّه است و الدليل عليه انك لمن المرسلين)
و از محمد بن مسلم از حضرت باقر فرمود : ( ان لرسول اللَّه اثنى عشر اسما خمسة فى القرآن : محمد ، احمد ، عبد اللَّه ، يس ، ن )
لكن اسماء مقدسه آن حضرت در قرآن بيش از اينها است چنانچه از حضرت صادق (علیه السّلام ) مرويست‏ : ( له عشرة اسماء محمّد و ما محمّد الّا رسول احمد يأتى من بعدى اسمه احمد عبد اللَّه لمّا قام عبد اللَّه طه يس ن و القلم مدّثر مزّمل ذكر قد انزل اللَّه اليكم ذكرا).
«حم» : كلمه حم در اول هفت سوره از سور قرآن كريم واقع است و آن ها عبارتند از «غافر- فصلت شوري – زخرف – دخان – جاثيه – احقاف» و در اول سوره شوري كلمه «عسق» بر آن اضافه شده است .
وجه اشتراك اين سوره ها شباهتي است كه به يكديگر دارند و اين شباهت مخصوص اين چند سوره است و در ديگر سوره ها ديده نمي شود كه هر يك از اين سوره ها با توصيف قرآن شروع شده و نيز از نظر طول به همديگر نزديك مي باشند و نيز كلمات اين سوره ها از نظر تنظيم بسيار شبيه يكديگر مي باشند .
به عقيده حبيب الله نوبخت نويسنده كتاب «ديوان دين» مطالب سوره هاي «حم» به استثناي سوره شوري همه درباره ي «حيات و موت» است و حرف «ح» در همه آنها مختصر «حيات» و«ميم» مختصر «موت يا ممات« است . آياتي چند از سوره ها را درباره ي حيات و موت شاهد آورده و از كشف الغُمّه اربلي نقل مي كند كه اميرالمؤمنين علي (عليه السّلام) در صفين براي جنگجويان خود شعاري اختيار كرد و فرمود كه هر كه يك نفر را بكشد يا فرياد بلند كند بگويد «حم» و شريح ابن اوفي از ياران آن حضرت چون نيزه خود را به سينه محمد بن طلحه فرو برد و فرياد كشيد «حم» اين شعار بدان معني بود كه اينك حدفاصل ميان حيات و ممات . (۴۱۴-۴۱۹ ديوان دين) بنابر قول ايشان «ع س ق» در سوره ي شوري بايد اشاره به عيسي سليمان قيامت باشد ولي در سوره شوري خبري از سليمان نيست و شايد «س» اشاره به سماوات است كه مكرر در آن سوره ياد شده است .
در الميزان اول سوره شوري بعد از نقل احتمالات مي گويد : ممكن است حدس زد كه ميان حروف مقطعه و مضامين سوره هايي كه با آن ها شروع مي شوند ارتباط خاصي باشد و شايد اين سخن معني آن روايت است كه اهل سنّت از حضرت علي (عليه السّلام) بنابر قول مجمع نقل كرده اند فرمود : براي هر كتاب صفوه و خالصي است و صفوه اين كتاب حروف تهجّي است . برخي گفته اند كه « حم» آغاز نام هاي خداوند است كه عبارتست از «حليم ،حميد ،حكيم، حي، حنان ، ملك مجيد، مُبدِي و مُعِيد» و اين گفتار عطاء خراساني مي باشد و گفته شده كه «حم» يعني «قضاء» و انجام شد آنچه بود و اين سخن از كلبي نقل شده است . گفته اند خداوند با اين لفظ به حلم و ملك قسم خورد : هركه به خدا پناه برد و با اخلاص از قلب «لااله الاالله» بگويد خداوند او را عذاب نمي كند و اين سخن « قرظي» است .
بعضي گفته اند علت فضيلت سوره شوري از ميان سوره هاي ديگري كه «حم» دارد آن ست كه در اين سوره «عسق» است زيرا ديگر سوره ها در اول آن از قرآن صريحاً ياد شده است ولي در اين سوره «عسق» آمده است كه هرچند صريحاً دلالت بر قرآن ندارد ولي به دلالت تضمّني برآن دلالت دارد و همين است معني قول قتاده كه مي گويد : «عسق» اسمي است از اسماء قرآن .عطاء مي گويد حروف «حم و عسق» حروفي است جداجدا كه هركدام اشاره دارد به يكي از حوادث آينده مثلاً «حاء» اشاره به حربه و «ميم» اشاره به «تحويل ملك» و «عين» اشاره به «عدوي» است كه شكست خواهد خورد ‏، «سين» اشاره به استئصال و گرفتاري مردم به «سال هاي قحطي» است مانند سالهايي كه حضرت يوسف عليه السّلام پيش بيني كرد ‏، «قاف» اشاره به «قدرت الهي» است در پادشاهان زمبن .
اين دو حرف مقطعه يعني « حم » به موجب آمارى كه رشاد خليفه تهيه كرده است، در آغاز هفت سوره متوالى (سوره‏هاى ۴۰ تا ۴۶) مجموعاً در تمام اين هفت سوره ۲۱۴۷ بار تكرار شده كه مضربى است از عدد ۱۹ (تعداد حروف بسم اللَّه …).
« ق» : برخي از مفسران نيز « قاف» را اشاره به بعضي از اسماء الله « قادر» و « قيّوم» دانسته اند . اخبارى نقل مى‏كنند كه از جبل قاف كه محيط بدنيا است از زمرد اخضر و خضرويت آسمان از اوست و ملكى است در آن نامش ترجائيل و وراء آن جبل هفتاد هزار عالم است اكثر از عدد جن و انس و تمام لعن مى‏كنند فلان فلان را، و امير المؤمنين با جمعى از اصحابش رفتند بكوه « ق » و با آن ملك مكالماتى داشتند چون از فهم ما بيرون است و با اكتشافات امروزه سازش ندارد لذا مى‏گوييم محتاج بتأويل است و از فهم ما دور است.
در اين كه اين كدام كوه است كه بر كره ي زمين يا مجموعه جهان احاطه دارد و منظور از آن چيست اينجا جاي بحث آن نيست ‏، آنچه لازم مي دانيم در اينجا اشاره كنيم اينست كه بسيار بعيد به نظر مي رسد كه « ق» در اين سوره اشاره به «كوه قاف» دارد چرا كه نه تنها تناسبي با بحث هاي سوره ندارد بلكه حرف « ق» در اينجا همانند ساير حروف مقطعه اي كه در آغاز سوره هاي قرآن آمده به علاوه اگر منظور از آن كوه قاف بود مي بايست با « واو » قسم همراه باشد مانند « والطور» و امثال آن ‏، و ذكر يك كلمه بدون مبتدا و خبر و« واو » قسم مفهومي ندارد . از همه اينها گذشته « رسم الخط» تمام قرآن ها اينست كه « ق» بصورت مفرد نوشته و در حالي كه « كوه قاف » را بصورت قاف مي نويسند ناگفته نماند بنابرقول «ديوان دين »و« الميزان »‏، ميان « ق» و مضامين اين سوره ارتباط خاصي است؛ زيرا « ق» مختصر « قيامت » و مضامين سوره ي « ق» درباره ي قيامت است . در اين صورت «ق» رمز مطالب سوره است .
در برهان از حضرت صادق (عليه السّلام) نقل كرده مفصّلا كه مفادش اينست كه خداوند در قرآن اسامى پيامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) ذكر فرموده (محمّد ، احمد ، عبد اللَّه ، طه ، يس ، ن و القلم ، مدّثر ، مزمّل، ذكر) اقولُ در قرآن و در اخبار اسامى ديگرى هم براى آن حضرت هست رسول، نبىّ ،خاتم النّبيّين، حبيب اللَّه، امين اللَّه ،صفوة اللَّه، صفىّ اللَّه و غير اينها ولى در زيارت أمير المؤمنين دارد : (السّلام عليك يا طه و يس) .
«طسم» : از ابن بابويه است از حضرت صادق (علیه السّلام) كه فرمود : «طسم فمعناه انا الطالب السميع المبدء المعيد»
و از على بن ابراهيم‏ : « قال طسم حروف اسم اللَّه الاعظم المرموز فى القرآن»
« المص» : چنانچه از ابن بابويه در خبر سعيد ثورى از حضرت باقر (عليه السّلام) روايت كرده و در بعض اخبار به انقراض دولت بنى اميه تفسير شده كه در سال صد و شصت و يك هجرى دولت آنها منقرض شد كه آخر آنها مروان حمار بوده و اين چهار حرف بحساب ابجد ۱۶۱ مي شود : الف ۱ ، لام ۳۰، ميم ۴۰، صاد ۹۰٫ ]۶[
هر حرفى كنايه از صفتى است، مانند: «اكرام»، «لطف»، «مجد»، «صدق». ]۷[
حضرت صادق (عليه السّلام) در حديثى فرمايد: « المص» معناه: انا اللّه المقتدر الصّادق.]۸[
هر حرفى از آن اشاره به اسمى از اسماء الهى است چون: «اله»، «لطيف»، «ملك»، «صبور».]۹[
عياشى و صدوق رحمة اللّه عليهما روايت كنند كه: زنديقى از بنى اميه خدمت حضرت صادق عليه السّلام عرض كرد: قول خداى عز و جل در كتابش «المص» چه چيز اراده فرموده و چه چيز است در آن از حلال و حرام و چه شى‏ء در آن است كه نفع دهد به مردم؟ حضرت به غيظ آمد از اين كلام فرمود: واى بر تو «الف» يك، و «ل» سى، و «م» چهل، و «ص» نود چقدر با تو است؟ گفت: صد و شصت و يك پس فرمود: وقتى منقضى شود سنه صد و شصت و يك، منقضى گردد ملك اصحاب تو. سپس امام فرمودند: ما نظر كرديم و ديديم كه پس از زمان مهلت و انقضاء سنه صد و شصت و يك، روز عاشورا مسوده داخل كوفه شدند و از بين بردند ملك ايشان را. ]۱۰[
«ن» : اين تنها سوره ايست كه با حرف مقطّع «ن» آغاز شده است و مي فرمايد : « ن »
مفسرين اختلاف در معناي «ن»‏ كرده اند ‏، بعضي گفته اند مانند «حم» و «ص» و … اسمي از اسماء سوره است . ابن عباس و مجاهد و مقاتل و سدي گفته اند : آن اسم آن ماهي است كه زمين ما بر آن قرار دارد ابن عباس در روايت ديگر مي گويد : آن حرف از حروف «الرحمن» است و حسن و قتاده و ضحاك گويند «ن» دوات است و بعضي گفته اند: «ن» لوحي است از نور و اين مرفوعاً از پيامبر (صلّی الله عليه و آله و سلّم ) روايت شده ‏، از حضرت ابي جعفر امام محمدباقر (عليه السّلام) روايت شده كه آن نهري در بهشت بود خدا به او فرمود مداد شو ‏، پس منجمد و سخت شد و آن سفيدتر از شير و شيرين تر از عسل بوده است . سپس به قلم فرمود: «بنويس پس قلم نوشت آنچه بود و آنچه خواهد بود تا روز قيامت» .
و بعضي گفته اند: منظور از آن ماهي است در دريا و آن از آيات خدايي است كه در آب ايجادش كرده ‏، پس هرگاه از آب جدا شود خواهد مرد چنانچه حيوان خشكي هرگاه در آب غرق شود خواهد مرد .

بحث روايي درباره ي حروف مقطعه :
 
در مورد اين حروف ‏، جملات و سخنان و روايات بسياري آمده است ولي قول همه ي آنها معتبر نيست و به همه آنها نمي توان تكيه زد و ما به يكي از آنهايي كه معتبرند اشاره اي خواهيم داشت .
شيخ صدوق عليه الرحمه در كتاب توحيد از حضرت رضا عليه السّلام مسنداً نقل كرده كه فرمود:
«انّ اول ما خلق اللَّه عز و جل ليعرف به خلقه الكتاب (الكتابة) حروف المعجم، و انّ الرجل اذا ضرب على رأسه بعصى فزعم انّه لا يفصح ببعض الكلام فالحكم فيه ان يعرض عليه حروف المعجم ثمّ تعطى الدية بقدر ما لا يفصح منها، و لقد حدّثنى ابى عن ابيه عن جدّه عن امير المؤمنين عليه السّلام فى ا ب ت ث، الالف آلاء اللَّه و الباء بهجة اللَّه و التاء تمام الامر بقائم آل محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و الثاء ثواب للمؤمنين على اعمالهم الصالحة «الجنّة»، ج ح خ فالجيم جمال اللَّه و الحاء حلم اللَّه عن المذنبين و الخاء خمول ذكر المعاصى عند اللَّه عزّ و جل و خبير، د ذ فالدال دين اللَّه الّذى ارتضاه لعباده و الذال من ذى الجلال و الاكرام، ر ز فالراء من الرؤف الرحيم و الزاء زلزال القيمة، س ش فالسين سناء اللَّه و الشين ما شاء اللَّه و اراد ما اراد و ما تشائون الا ما يشاء اللَّه، ص ض فالصاد من صادق الوعد فى حمل الناس على الصراط و حبس الظالمين عند المرصاد و الضاد ضلّ من خالف محمّدا و آل محمّد صلوات اللَّه عليهم، ط ظ فالطاء طوبى للمؤمنين و الظاء ظنّ المؤمنين باللّه خيرا و ظنّ الكافرين شرّا، ع غ فالعين من العالم و الغين من الغنىّ الّذى لا يجوز عليه الحاجة على الاطلاق، ف ق، فالفاء فالق الحبّ و النوى و فوج من افواج النار و القاف قرآن على اللَّه جمعه و قرآنه، ك ل فالكاف من الكافى و اللام لغو الكافرين فى افترائهم على اللَّه الكذب، م ن فالميم ملك يوم الدين لا مالك غيره و يقول عزّ و جل لمن الملك اليوم ثم تنطق ارواح انبيائه و رسله و حججه فيقولون للَّه الواحد القهّار فيقول جل جلاله اليوم تجزى كل نفس بما كسبت لا ظلم اليوم ان اللَّه سريع الحساب و النون نور اللَّه للمؤمنين و نكاله بالكافرين، و ه فالواو ويل لمن عصى اللَّه من عذاب يوم عظيم و الهاء هان على اللَّه من عصاه، لاى فلام الف لا اله الا اللَّه و هى كلمة الاخلاص ما من عبد قالها مخلصا الا وجبت له الجنّة و الياء يد اللَّه فوق خلقه باسطة الرزق سبحانه و تعالى عمّا يشركون «الحديث»
حضرت رضا عليه السّلام فرمود:« به درستى كه اول چيزى كه خداوند بيافريد تا آفريدگان بواسطه آن كتاب نوشتن را بشناسند حروف معجم بود، و هر گاه عصائى بر سر مردى زده شود پس گمان برد كه بعض كلمات را نتواند بيان كند حكمش اين است كه حروف معجم بر او عرضه شود سپس به آن مقدار از حروف معجم كه نتواند بيان كند ديه داده شود، و بتحقيق حديث نمود مرا پدرم از جدّش از اميرالمؤمنين عليه السّلام درباره حروف الف باء كه الف اشاره بآلاء و نعم الهى و باء اشاره ببهجت و حسن خدا و تاء به تمام و كامل شدن امر الهى بوسيله قائم آل محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ثاء ثواب دادن خدا بهشت را به مؤمنان براى كارهاى شايسته ايشان و جيم به جمال خدا و حاء بحلم و بردبارى خدا نسبت به گناه كاران و خاء به پنهان شدن و از بين رفتن ذكر و آوازه اهل معاصى نزد خداى عزّ و جل و اشاره بخبير بودن خداست و دال اشاره بدين خداست آن دينى كه براى بندگانش پسنديده و ذال از اسم ذى الجلال و الاكرام و راء از رؤوف و رحيم و زاء اشاره بزلزله‏هاى روز قيامت است و سين سناء و نور الهى و شين اشاره بمشيّت و اراده مطلقه حق است و اينكه اراده نمي كنند مردم مگر آنچه خدا بخواهد و صاد از اسم صادق الوعد و ضاد اشاره به ضلالت و گمراهى كسانى است كه مخالفت كنند محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و آل او را، و طاء يعنى طوبى للمؤمنين «خوشا بحال مؤمنين» و ظاء اشاره به ظن و گمان خوب مؤمنين به خدا و ظن بد كافرين به اوست و عين از اسم عالم، و غين از اسم غنى است كه مطلقا نياز و حاجت بر او روا نيست، و فاء از اسم فالق الحب و النوى «شكافنده دانه و هسته» و اشاره به فوجى از افواج اهل آتش است، و قاف اشاره به قرآن است كه بر خداست جمع آن و خواندن آن، و كاف از اسم كافى، و لام اشاره به لغو و بيهوده بودن افتراء و دروغ كافرين بر خداست و ميم از اسم ملك روز جزاست روزى كه مالكى غير از او نيست و خداى عزّ و جل مي فرمايد: پادشاهى در اين روز براى كيست؟ سپس ارواح پيغمبران و فرستاد‏گان و حجّت هاى خدا مي گويند براى خداى يگانه قهّار است پس خداى بزرگ گويد امروز هر كسى جزا داده مي شود به آنچه كسب كرده و ستمى در اين روز بكسى نمي شود بدرستى كه خدا بزودى حساب كننده است، و نون نوال و عطاء به مؤمنين و نكال و عذاب او نسبت به كافرين است، و واو يعنى ويل و واى بر كسانى كه نافرمانى خدا را مي كنند از عذاب روز بزرگ، و هاء يعنى پست است نزد خدا كسى كه نافرمانى او را نمايد، و لام الف اشاره بكلمه اخلاص و بنده از روى اخلاص آن را نمي گويد جز اينكه بهشت براى او واجب مي شود، و ياء يد اللّه است كه فوق خلايق به رزق گشاده شده، منزّه و متعالى است خدا از آنچه مشركان به او نسبت مي دهند.»]۱۱[
در معاني الاخبار از سفيان توري نقل شده است كه من به جعفربن محمد حضرت امام صادق (عليه السّلام) عرضه داشتم: يابن رسول الله معني كلمات از كتاب خدا چيست ؟ « الم– المص– الر– المر– كهيعص– طه– طس– طسم– يس– ص– حم– حمعسق – ق – ن»
حضرت صادق (عليه السّلام) فرمودند :«و اما «الم» كه در اول سوره بقره است يعني منم خداي سلطان «انا الله سلطان» و اما «الم» كه در اول سوره آل عمران است معنايش «انا الله المجيد» (منم خداي مجيد ) است و اما معناي «المص» يعني «انا الله المقتدر الصادق» (منم خداي مقتدر صادق)و اما معناي «الر» اينست كه « انا الله رئوف» (منم خداي مهربان ) و اما معناي «المر» اين است كه «انا الله محيي و رزاق» (منم خداي زنده كننده و روزي دهنده) . و اما معناي «كهيعص» يعني «انا الله هادي و ولي و صادق الوعد» ». و اما معناي «طه» خود يكي از اسماء پيامبر گرامي اسلام حضرت محمّد(صلّی الله عليه و آله و سلّم) است و معناي آن «يا طالب الحق و هادي اليه» ( اي طالب حق و و هدايت كننده بسوي آن ) مي باشد . و اما «طس» يعني «انا طالب السميع» ( منم طالب شنوا ) و اما «طسم» كه معني آن اينست : «انا الطالب السميع المعيد» ( منم خداي طالب و شنونده و معيد ) و اما «يس» يكي از اسم هاي رسول خدا (صلّی الله عليه و آله و سلّم) است و معناي آن اينست: يا «سامع الوحي و القرآن الحكيم انك لمن المرسلين علي صراط مستقيم» ( اي شنواي وحي قرآن كريم بدرستي كه تو قطعاً از فرستادگان خدايي كه بر راه راست و مهين آني) . واما «ص» نام چشمه اي است كه از زير عرش مي جوشد و همين «صاد» بود كه رسول خدا (صلی الله عليه و آله و سلّم) در شب معراج از آن وضو گرفت و اما «حم» معنايش «حميد و مجيد» است . و اما «حم عسق» معنايش حلم مثيب و ثواب دهنده و علم و سميع و قادر است واما «ق» نام كوهي است كه محيط بر زمين است و سبزي آسمان هم از آن است . و اما «ن» نام نهري است در بهشت.

نظريات جديد درباره ي حروف مقطعه :
 
دكتر مبارك صاحب كتاب النشرالقي به انديشه اي كه بلانشو براي وي پيش كشيده است علاقه نشان مي دهد . وي مي گويد بلانشو نظريات شايان بررسي و مطالعه اي بر وي عرضه داشته است . از نظر وي حروف الم و الر و حم و طسم همچون حروف A.O.I است كه درباره ي سرودهايي يافت مي شود و آن چيزي چون Neumer يعني اشارات ويانات موسيقياني است كه آوازخوانان آن را پيروي و تبعيت مي كنند و اين ها آهنگ هاي قديمي است كه بوسيله ي آن يك يا دو حرف به الحاقشان اشاره مي شده است و همين مقدار كافي بود تا آوازخوان و سراينده را به آواي مورد نظر متوجه سازد مثلاً در كليساي مسيحي در اروپا يعني جايي كه همواره اصول موسيقي گريگوري حفظ مي گردد و همچنين در اتيوپي ‏، اصطلاح موسيقي مشابهي وجود دارد به همين دليل است كه سرپرست آوازخوانان آواز را با حروفي كه يادآور «الم» قرآن كريم يا در سرود روان است شروع مي كنند
دكتر مبارك با اظهار علاقه به اين نظر مي گويد آنچه نظر آقاي بلانشو را تائيد مي كند اينست كه «الم» در ترتيل الف لام و ميم خوانده مي شود پس اين حرف رمز نبوده بلكه نشانه هاي صوتي است آنچه در حاشيه سخن دكتر زكي مبارك مي گوئيم آنست كه انديشه مورد اشاره آقاي بلانشو انديشه اي راهي است زيرا اگر آن را بر « الم» در سوره بقره تطبيق دهيم منطبق خواهد بود چون نواي موجود در فاصله سوره بقره با نواي موسيقايي موجود در « الم» متناسب است ولي هنگامي كه مثلاً «كهيعص» را بر فاصله سوره منطبق كنيم در مي يابيم كه موسيقي «كهيعص» به شكل برجسيته از كمال ما برخوردار نمي باشد و چنين است «حم عسق» كه در آن هم از تناسب برخوردار نمي باشد و نيز در مورد (ص-ق-المر- الر و. . . )
اعتقاد رودوِل آن است كه اين رموز مجموع نشانه هايي خاص و اشاراتي است كه صاحبان نسخ بر نسخه هاي خود كه به زيدين ثابت در هنگام ترتيب دادن قرآن در روزگار عثمان داده اند گذاشته اند.
اين حروف از اختصاصات يا اشارات يا رموزي است كه اسامي جامعين سوره هاي قرآن را در خود دارد . اين سخن نيز از نظر ما قولي ضعيف و بي پايه است و فاقد سند و برهان مي باشد . حال آنكه طرحين به همين سخن چنگ زده و آن را گرفته است.

حروف مقطعه و دانشمند مصري :
 
نظريه جالبي است كه يك دانشمند مصري ابراز داشته كه از نظر اهميّت موضوع فشرده آن را در اينجا مي آوريم . البته قضاوت درباره صحّت و رقم آن نيازمند بررسي فراواني است كه شايد بر عهده آيندگان باشد و ما آن را فقط به عنوان يك نظر ذكر مي كنيم .
تحقيقات شگفت انگيز دانشمند مسلمان مصري در مورد تفسير پاره اي از آيات قرآن مجيد به كمك مغزهاي الكترونيكي بود كه اعجاب همگاني را در نقاط مختلف جهان برانگيخت .
اين تحقيقات كه محصول سه سال كوشش و پيگيري مداوم «دكتر رشادخليفه» دانشمند شيميدان مصري بود بار ديگر اين حقيقت را به ثبوت رسانيد كه اين كتاب بزرگ آسماني محصول مغز بشر نيست و انسان ها قادر نخواهند بود مثل آن را بياورند .
تمام كوشش استاد مزبور براي كشف معاني حروف مقطعه قرآن يعني حروفي مانند «ق – الم – يس و . . . »صورت گرفته است او به كمك محاسبات پيچيده اي ثابت كرده است كه رابطه نزديكي ميان اين حروف با حروف سوره اي كه در آغازآن قرار گرفته اند وجود دارد . بنابراين از مغز الكترونيكي تنها براي انجام تعداد حروف سوره ها و بدست آوردن نسبت (و به اصطلاح درصد) هر يك از حروف كلمه كمك گرفته است نه اينكه تفسير آيات قرآني را از ماشين خواسته باشد . ولي مسلماً اگر اين ماشين ها نبودند هيچ بشري قادر نبود بوسيله قلم و كاغذ اين محاسبات را در طي ساليان درازي انجام دهد .
دكتر رشاد مي گويد : سال ها بود كه من مي خواستم بدانم معني اين حروف به ظاهر از هم بريده در آغاز سوره هاي قرآن چيست و هر قدر به تفاسير بزرگ و آراء مختلفي كه در اين زمينه داده بودند مراجعه كردم پاسخ قانع كننده اي نيافتم از خداوند ياري خواستم و به مطالعه دست زدم ‏،
ناگهان به اين فكر افتادم كه شايد ميان اين حروف و حروف هر سوره اي كه آن ها در آغازش قرار گرفته اند رابطه وجود داشته باشد .
اما بررسي تمام حروف نوراني در ۱۱۴ سوره قرآن و تعيين نسبت هريك از آنها و محاسبات فراوان ديگري كه مي بايست در اين زمينه بشود چيزي نبود كه بدون استخدام مغزهاي الكترونيكي امكان پذير باشد . لذا قبلاً تمام حروف مزبور را در ۱۱۴ سوره قرآن به طور جداگانه و همچنين مجموع حروف هر سوره را دقيقاً تعيين كرده و با شماره هر سوره به مغز الكترونيكي (براي انجام محاسبات پيچيده بعدي ) سپردم . اين كار و مقدمات ديگر در مدت دو سال عملي شد .
سپس مغز الكترونيكي را يك سال براي انجام محاسبات كه به آن اشاره شد به كار گرفتم نتيجه اين محاسبات بسيار درخشان بود و براي نخستين بار در تاريخ اسلام پرده از حقايق شگفت انگيزي برداشته شد كه اعجاز قرآن را علاوه بر جنبه هاي ديگر از نظر رياضي و نسبت حروف قرآن كاملاً روشن مي ساخت .
مغر الكترونيكي با محاسبات خود براي ما روشن ساخت كه ميزان هر يك از حروف ۱۴ گانه در هر سوره از يكصد و چهارده سوره قرآن به نسبت مجموع حروف آن سوره چند درصد است . في المثل پس از محاسبات مي يابيم كه نسبت حرف قاف كه يكي از حروف نوراني قرآن است از سوره فلق بزرگترين رقم را دارد(۷۰۰/۶درصد) و در درجه اول ميان سوره هاي قرآن است . ( البته به استثناي سوره ق ) بعد از آن سوره قيامت قرار دارد كه تعداد قاف هاي آن نسبت به حروف مزبور (۹۰۷/۳درصد) مي باشد و پس از آن سوره «الشمس» است .(۹۰۶/۳درصد)
به همين ترتيب اين نسبت را در تمام يكصد و چهارده سوره قرآن بدست مي آوريم . ( نه تنها درباره اين يك حرف بلكه درباره تمام حروف چهارده گانه نوراني ) و به اين ترتيب نسبت مجموع حروف هريك از سوره ها با يكايك اين حروف روشن مي گردد . اكنون به اين نتايج جالبي كه از اين محاسبات بدست آمده توجه فرمائيد :
۱- نسبت حرف« ق» در سوره «ق» از تمام سوره هاي قرآن بدون استثناء بيشتر است يعني آياتي كه در طي ۲۳ سال دوران نزول قرآن در ۱۱۳ سوره ي ديگر قرآن آمده همچنان هست كه حرف قاف در آنها كمتر به كار رفته است . همچنين محاسبات نشان داد كه حرف «ص» در سوره «صاد» نيز همين حال را دارد يعني مقدار آن به تناسب مجموع حروف سوره از هر سوره ديگر قرآن بيشتر است . نيز حرف «ن در سوره «نون و القلم» بزرگترين رقم نسبي را در ۱۱۴ سوره قرآن دارد تنها استثنائي كه در اين زمينه وجود دارد سوره «حجر» است كه تعداد نسبي حرف «ن» در آن بيشتر از سوره «نون والقلم» است . أما جالب اينجاست كه سوره حجر يكي از سوره هايي است كه در آغاز آن «الر» مي باشد و بعداً خواهيم ديد كه اين سوره ها كه آغاز آنها «الر» است بايد همگي در حكم يك سوره محسوب شوند و اگر چنين كنيم نتيجه مطلوب بدست خواهد آمد يعني نسبت تعداد«ن» در مجموع اينها از سوره «ن والقلم»كمتر خواهد شد !
۲- چهار حرف «المص» را در آغاز سوره اعراف در نظر بگيريد اگر الف ها ‏، ميم ها ‏و صادهايي كه دراين سوره وجود دارد با هم جمع كنيم و نسبت آن را با حروف اين سوره بسنجيم خواهيم ديد كه از تعداد مجموع آن در هر سوره ديگر قرآن بيشتر است .
همچنين چهار حرف« المر» در آغاز سوره «رعد» همين حال را دارد و نيز پنج حرف «كهيعص» در آغاز سوره «مريم» و اگر روي هم حساب شوند بر مجموع اين پنج حرف در هر سوره ديگر قرآن فزوني دارد . در اينجا به چهره ي تازه تري از مسئله برخورد مي كنيم كه نه تنها يك حرف جداگانه در اين كتاب آسماني روي حساب و نظم خاص گسترده شده بلكه حروف متعدد آن نيز وضع حيرت آوري را دارد .
۳- تاكنون بحث درباره ي حروفي بود كه تنها در آغاز يك سوره قرآن قرار دارد . اما حروفي كه در آغاز چند سوره قراردارد مانند «الم و المر» شكل ديگري بخود مي گيرد و آن اينكه بر طبق محاسبات مغز الكترونيكي مجموع اين حروف مثلاً (ا- ل- م) اگر در مجموع سوره هايي كه با «الم» آغاز مي گردد حساب شود و نسبت آن با مجموع اين سوره ها بدست آيد از ميزان آن در هر يك از سوره هاي ديگر قرآن بيشتر است .
۴- دكتر رشاد مي گويد : ضمن محاسبه كه روي سوره «مريم» و «زمر» انجام مي دادم ديدم كه نسبت (درصد) مجموع حروف (ك-ه-ي-ع –ص) در هر دو سوره مساوي است با اينكه بايد در سوره مريم بيشتر باشد كه لفظ «كهيعص» فقط در آغاز اين سوره آمده نه در « زمر» ؟! اما همين كه نسبت گيري را از رقم اعشار سوم به چهارم افزودم روشن شد كه نسبت مجموع حروف در سوره مريم يك ده هزارم (۰۰۰۱/۰) بيش از سوره « زمر» است و اين تفاوت هاي جزئي راستي عجيب و حيرت آور است .

نتيجه :
 
بطور كلي مي توان گفت : اقوال مفسّرين از عامّه و خاصّه مختلف است، كه بعضى از آن ها تفسير برأى و استنباط و اجتهاد و تخمين است و برخى مستندش اخبارى است كه سندش ضعيف و يا اعتبارش ثابت نيست و پاره از آنها مستندش اخبارى است كه با قواعد مسلّمه كه در دست است سازش ندارد، و بالجمله قدر مسلّم اينست كه اين حروف از معناى حرفى خارج است ولى مراد حق تبارك و تعالى معلوم نيست و جز خدا و راسخين در علم كسى از آن آگاه نمي باشد.« سرّ من اسرار اللَّه استاثره اللَّه بعلمه»

پي نوشت :
 

]۱[ أنوار العرفان في تفسير القرآن، ج‏۱، ص: ۲۹
]۲[ أنوار العرفان في تفسير القرآن، ج‏۱، ص: ۱۵۱
]۳[ تفسير نمونه، ج‏۲، ص: ۴۱۶
]۴ [أنوار العرفان في تفسير القرآن، ج‏۱، ص: ۱۵۵
]۵[ سوره فصلت – آيه ۲۶
]۶[ أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏۱، ص: ۱۲۲
]۷[ تفسير اثنا عشري، ج‏۴، ص: ۱۰
]۸[ همان .
]۹[ همان .
]۱۰[ همان .
]۱۱[ أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏۱، صص: ۱۲۵ – ۱۲۲
منابع و مآخذ :
قرآن كريم
ترجمه قرآن( طاهرى) ، على اكبر طاهرى قزوينى
تفسير الميزان ، علامه محمد حسين طباطبايي(رحمت الله علیه)
تفسير تسنيم ، علامه عبدالله جوادي آملي (زيد عزّه)
تفسير نمونه ، آيت الله ناصر مكارم شيرازي (زيد عزّه)
سرّ البيان في علوم القرآن ، جلال الدين سيوطي
تفسيرأطيب البيان في تفسير القرآن، سيّد عبدالحسين طيب
أنوار العرفان في تفسير القرآن ، ابوالفضل داور پناه
تفسير اثنا عشرى‏، حسين بن احمد حسينى شاه عبدالعظيمى
تفسير نوين ، محمد تقى شريعتى ‏
حجة التفاسير و بلاغ الإكسير، سيد عبد الحجت‏ بلاغى
تفسير نوين‏ ، شريعتى محمد تقى
كوثر، يعقوب جعفرى

بازدید : 86 views بار دسته بندی : مطالب علمی تاريخ : ۲۷ آبان ۱۳۹۵ به اشتراک بگذارید :
دیدگاه کاربران
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


گنج و دفینه
کارشناسی جوغن علائم نشانه های گنج