دانلود کتاب علائم عتیقه گنج طلسم

» علم جفر (علم عددشناسی يا فال حروف و پيشگويي با شماره ها) به دست آوردن مجهولات از معلوماتدانلود کتاب گنج و دفینه یابی زیرخاکی عتیقه طلا علائم و نشانه علوم غریبه

مجموعه کامل کتابهای آموزش کارشناسی گنج یابی و دفینه یابی50 هزار تومان

مجموعه کامل کتابهای آموزش کارشناسی گنج یابی و دفینه یابی

مجموعه کتابهایی که داخل این مجموعه بسیار کمیاب موجود می باشد به شرح زیر است : ۱-کتاب چشم طلایی ( به ارزش 90 هزار تومان ) ۲-کتاب اسرار و علائم نشانه ها ( به ارزش 100 هزار تومان ) ۳-کتاب نشانه های کهن (میراث زرین) ( به ارزش 100 هزار تومان ) ۴- کتاب گنج باستان ( به ارزش 150 هزار تومان ) ۵-کتاب آموزش رمزیابی و رمزگشایی جوغن ها ( به ارزش 150 هزار تومان ) ۶-کتابی کامل درباره سکه های قدیمی ایران باستان و سکه شناسی ( به ارزش 200 هزار تومان ) ۷-کتاب جوغن ها (کارشناسی و معنی و مفهوم آثار و نشانه ها ) ( به ارزش 150 هزار تومان ) ۸-آیین تدفین (روشهای تدفین مردگان در چند صد سال پیش ) ( به ارزش 150 هزار تومان ) ۹-کاملترین کتاب نایاب علوم غریبه و طلسمات (کتاب فارسی کله سر) ( به ارزش 70 هزار تومان )

در این پست از سایت antique-book-treasure.ir علم جفر (علم عددشناسی يا فال حروف و پيشگويي با شماره ها) به دست آوردن مجهولات از معلومات را برای شما عزیزان قرار دادیم . علم جفر علمی است که از پیامبران و امامان بزرگوار به جای مانده است . علم جفر علمی واقعی است و دور از خرافات . با استفاده از علم جفر میتوان طالع و سرنوشت و فال هر فردی را دید همچنین با استفاده از علم جفر میتوان اتفاقات و حوادث دنیا را پیش بینی و پیشگویی کرد . با علم جفر میتوان پاسخ و جواب تمام سوالات ( به دست آوردن پاسخ مجهولات از معلومات) را گرفت . علم جفر همان علم عددشناسی و حروف میباشد . در ادامه مطلب توضیحات و اطلاعات کامل درباره علم جفر را مشاهده خواهید کرد ./

علم جفر (علم عددشناسی يا فال حروف و پيشگويي با شماره ها) به دست آوردن مجهولات از معلومات

علم جفر (علم عددشناسی يا فال حروف و پيشگويي با شماره ها) به دست آوردن مجهولات از معلومات

علم جفر (علم عددشناسی يا فال حروف و پيشگويي با شماره ها) به دست آوردن مجهولات از معلومات,علم جفر,علم عددشناسی و حروف جفر,شناخت اعداد و کلمات و حروف با علم جفر,پیشگویی و پیشبینی آینده جهان با علم جفر,پاسخ دادن به سوالات مجهول و معلومات با علم جفر,گرفتن جواب و پاسخ سوالات مجهول با استفاده از علم جفر جامع

علم جفر (علم عددشناسی يا فال حروف و پيشگويي با شماره ها) به دست آوردن مجهولات از معلومات

قبل از هر چيز مي توان  كلمه جفر را اينطور تعريف كرد :
جفر در واقع به معني پوست بزغاله اي است كه وسيع باشد و چيزهاي زيادي را در خود جا دهد .

علم جفر يا عددشناسي يعني فال حروف  همان پيشگويي با شماره‌ها مي باشد به عبارت ديگر (( بدست آوردن مجهولي از يك سري معلومات ))

به زبان ساده مي توان گفت : علم جفر علمي است كه به وسيلهء حروف و يك سري فرمولها مي توان به بعضي سوالات پاسخ داد.

علم جفر بر اساس برخي روايات به اين نحوه بوده كه كتابي را جبرائيل به خدمت حضرت محمد (ص) پيامبر اسلام آورد كه تمامي علم عالم از اول خلقت تا به اخر انرا توضيح داده بود كه اين كتاب جفر نام داشت و روزي يكي از صحابهء حضرت محمد كتاب را از ايشان غرض كردند وبه بياياني رفتند تا مطالعه كنند ولي در هنگام باز گشت طوفان شديدي ميگيرد كه چندين برگ از كتاب را با خود ميبرد صحابه نيز شرمگين نزد پيام آور اسلام امده و ماجرا را شرح ميدهد پيام آور اسلام به همراه صحابي به بيابان رفته و چندين برگ از ان كتاب را پيدا ميكنند ولي يك برگه از ان كتاب مفقود باقي ميماند واين علم جفري كه تا كنون در سراسر دنيا منتشر شده از همان يك ورق بوده كه خدا ميداند دست كه افتاده بوده . . . . . . .

(البته اعتبار اين روايت نياز به شناخت روايان دارد و شايد به عنوان تمثيل و بيان نسبت اگاهي مردم از علم جفر به نسبت حقيقي از سوي امام يا پيامبر نقل شده باشد)

ولي اصل آن كتاب در حال حاضر در نزد حضرت (حجت عج الله تعالي فرجه الشريف) است ولي بايد دانست كه تا آقا امام زمان به كسي نظر نداشته باشد محال است كسي بتواند به آن (جفر) دسترسي داشته باشد. علم جفر علمي است كه روش‌هاي خاص به خود دارد و بيشترين كاربرد آن در حال حاضر رسيدن به پاسخ پرسش‌هايي است كه عالمان جفر به نظر خود رسيدن به آن را درست تشخيص دهند. با توجه به مجهول بودن اصول و ريشه علم جفر بعضي آن را خرافه مي‌پندارند و يا كابردهايي براي آن ذكر مي‌كنند كه خارج از محدوده علم جفر مي‌باشد و يا آن را با فال، سحر، طلسمات هيئت و نجوم و… يكي مي پندارند.

از جمله مواردي كه به اشتباه به علم جفر نسبت داده‌اند موارد ذيل ميباشد:

– يافتن عناصر چيره بر سرشت هر فرد و ميزان سازگاري افراد با يكديگر

– پيشگويي براي هر فرد

– پيدا كردن زمانهاي خوش شگون و بدشگون از راه اخترشماري

– شرايط برآورده شدن آرزوها

– بهبود بيمارها با خواندن ورد و افسون

– خواص واجها

– دريافت «رازهاي» نامهاي پيشوايان اسلام از راه آيه تطهير

– تأثير نامهاي خدايي شماره‌شناسي شماره‌هاي آريايي، لرزشي، مادي و شماره‌هاي نيرومند آنها بر اين باورند كه شماره‌هاي ۳ و ۷ و ۴۰ رمز و رازي دارند.
 آنها ميكوشند تا برپايه زمان زايش هر شخص ويژگيها و منش او را بازگو كنند.

مثلاً استفاده از زمان تولد فرد سبب اين توهم شده‌است كه ويژگيها و منش افراد را با علم جفر بازگو مي‌كنند. گر چه پرسش از موارد فوق در جفر فرد را به جواب مي‌رساند اما كاربرد جفر خاص اين موارد نبوده و ديده نشده‌است كه عالمان جفر در چنين مواردي از آن استفاده كنند.

جفر در باور بعضي از شيعيان
اين علم را مخصوص امام علي، پيشواي اول شيعه مي‌دانند. به باور ايشان علوم اولين تا آخرين در جفر است و كتابي بنام جفر جامع كه مشتمل بر ۲۸ جلد ۲۸ صفحه‌اي كه با چهار حرف الف شروع و با چهار حرف غ به پايان مي‌رسد تمام علوم دنيا گذشته و آينده در آن به صورت ملحوظ در ملفوظ است.

نظر ناباورمندان به جفر
اين كار از نظر علوم تجربي قابل توضيح نبوده و از علوم غريبه شمرده مي‌شود. به همين جهت آنچه در ميان عامه مربوط به اين علم رايج است بيشتر خرافاتي است كه نام جفر بر آن نهاده شده‌است.

روش‌هاي جفر
علم جفر براي رسيدن به جواب سئوالات خود از روشهاي گوناگون استفاده مي‌كند كه تمام افراد از آن آگاهي ندارند و هر كس به اندازه دانش خود از جفر از آن روشها اطلاع دارد.
جفر براي رسيدن به جواب از رياضي و نجوم نيز بهره مي‌گيرد نام و نام پدر سئوال كننده و زمان سئوال به علاوه جمله سئوال با روش ذكر شده در آن علم مبناي رسيدن به جواب قرار مي‌گيرد كه توضيح و شرح روشها و مراحل آن به زودي  بازگو خواهد شد .

بايد يادآوري شود كه يكي از مراحل مهم كه از آنها به سطر نام برده مي‌شود سطر (مستحصله) است كه آگاهان به جفر معتقدند بايد با طهارت روح و… به روش به دست آوردن آن اگاهي يافت و شنيده شده كه بعضي از اساتيد علم جفر آن را به شاگردان خود آموزش نمي‌داده‌اند.

 سطور آن بنابر يكي از روشها به ترتيب ذيل است:
سطر اساس سطر نظيره سطر حاصل اساس سطر حاصل نظيره سطر تتمه اولي سطر نسبت نظيره سطر نسبت دوم اساس سطر تتمه ثانيه سطر تتمه تتمتين سطر حاصل اعداد سطر قوا سطر حاصل سطر مستحصله سطر نظيره سطر صدر موخر

(كه سئوال كننده در اين سطر به جواب رسيده‌است و چنانچه به جواب نمي‌رسيد بايد ادامه مي‌داد تا به جواب دست يابد.)

علوم غريبه،علم جفر

* بر عالم عامل اين علم لازم استكه؛ هميشه تطهيرو با وضو باشد.

* از كلام كذب، ناسزا وفحاشي با هركس وهر كجا زبان خود را نگاهدارد.

* ازين علم جز در مسير الهي و خير قدم بر ندارد تا ازين علم نفع يابد.

* هر صفحه اي كه ازجفر جامع امتزاج كند اگر صفحات آن ممدوح در هر خانه اي باشد اهل آن خانه از مرگ مفاجات و بلاي آسماني محفوظ باشد، و در آن خانه دزدي نخواهد شد. صاحب خانه نزد ديگران باعزت و مُوَقربود.

* در هر خانه اي كه كتاب جفر باشد آنشخص هميشه بر مطالب دلي خود خواهد رسيد، و هر كس اين كتاب را در نزد خود نگاهدارد بشرط آنكه دو بند اول را نيز انجام دهد، كه طهارت درون و برون است، آنشخص به مراد خود خواهد رسيد.واين از مجربات است وهيچ شك و شبهه اي ندارد.

* هر كس كه بيست و هشت حرف جزو جفر جامع را بنويسد و كتاب درست كرده در خانه خود نگاهدارد هرگز زوال و نقصان به دولت و حشمت آن خانه نرسد.

* هركس صفحات كتاب جفرجامع را هر روز مطالعه نمايد، ملازمت او در خدمت حضرت صاحب الزمان عليه و علي آبائه الطاهرين خواهد شد.

* هر كس براي هر امري، مكتوبات اين كتاب را هر روز و از اول ورق تا آخر ورق بعد از نماز فجر مطالعه كند و اين اسم را تا چهل روزهر روزبخواند و نظر خود را بر اوراق افكند ، پس چهل روز تمام نشده مطلب او هر چه باشد از پرده غيب برآيد. و آن اسم مبارك اينست؛

 

             ( يا رَحمنَ كُلّ ِ شيَ ً وَ راحِمَهُ وَ رازقِهُ يا رَحمن )  

 

طريقه در علم جفر:

 

تمام علماء، اين فن شريف را از جاهل و نا اهل پوشيده داشته اند ولي اين عاصي بر آن شدم تا به تحرير آن اقدام نمايم و البته از صاحب علم خواهانم آنرا از دستبرد جاهلان، گمراهان و نا اهلان محفوظ بدارد. انشاء الله

 

علما جفر جواب را ازجفر جامع استخراج ميكنند و آنرا جفر كبير مي گويند. و هركس صاحب فهم و اهل باشد آنرا خوب خواهد فهميد.

بعضي اساتيد مي فرمايند؛ استخراج از جفر جامع تحرير كردن ابجد است.

ازبيست وهشت حروف ابجد، بيست وهشت جزو برحروف ابجد مقرركرده اند و هر حرفي از يك جزوي منسوبست ، وهر جزو آن بيست وهشت

صفحه است و در هر صفحه بيست و هشت سطر، و در هر سطري بيست و هشت خانه است. و در هر خانه چهار حرف دارد، و تمام صفحات هفتصد و هشتاد وچهار خانه حروف دارد. و تمام صفحات هفتصد وهشتاد وچهار خانه حرف دارد. و تقسيم بيست و هشت جزو بر سبعه سياره است و هر سياره از هر اقليمي تعلق دارد، و از قياس يك جزو يك اقليم، وهرصفحهء يك شهر،

و هر يك سطر يك محله است، وهرخانه يك مكانيست ، ودر صفحهء اول

تا خانه اول جفر جامع چهار الف بدين ترتيب ( اااا) مي باشد.

صفحه اول ، جزو اول، سطر اول، خانه اول (  اااا )

صفحه اول ، جزو اول، سطر اول، خانه دوم ( اااب)

    ٍ       ٍ        ٍ       ٍ       ٍ        ٍ       ٍ   سوم ( اااج)

    ٍ       ٍ        ٍ       ٍ       ٍ        ٍ       ٍ چهارم( ااا د)

 

و قس عليهذا تا خانه آخركه چهارغين داردبه اين نحو؛ (غ غ غ غ) و اگر كسي بخواهد كه تمام جفر جامع را بنويسد بايد كه با احتياط تمام بنويسد كه در حروف غلطي نباشد و اگر يك حرف از حروف غلط باشد تمام غلط در مي آيد. و با اين علم هيج كاري تمام نخواهد شد مگر آنكه با حضور قلب و توجّه تمام بنويسد و دل خود را پريشان و مشوش نكند.

 

قبل از انجام هر كار بايد حروف ابجد را ياد بگيريد واگر ياد داريد مروري بر آن بنماييد. حروف ابجد كبيركه به حروف جمل نيز مشهور است واعداد منتسب به آن بشرح زير است.

ابجَد ، هَوَز، حُطي ، كَلَمَن ، سَعفَص ، قَرَشت ، ثخِذ ، ضَظِغ ؛

 

   ط

ح

ز

و

هـ 

د

ج

ب

ا

۹

۸

۷

۶

۵

۴

۳

۲

۱

 

ص

ف

ع

س

ن

م

ل

ك

ي

۹۰

۸۰

۷۰

۶۰

۵۰

۴۰

۳۰

۲۰

۱۰

 

ظ

ض

ذ

خ

ث

ت

ش

ر

ق

۹۰۰

۸۰۰

۷۰۰

۶۰۰

۵۰۰

۴۰۰

۳۰۰

۲۰۰

۱۰۰

غ

۱۰۰۰

 

 

 

 

آموزش علم جفر،آموزش كامل علم جفر

هر چند اين علم شريف را قواعد بسياري است و طرق بيشماري و هر كدام از صاحبان اين فن بطوري خاص طي طريق فرموده و راهي به آن يافته اند و جمع بسياري هم به دروغ مدعّي داشتن اين علم بوده و هستند و اوراق پاره هاي زيادي از خود بساختگي انتشار داده و موجبات سرگرداني  بسياري شده اندكه كمتر ضرر آن بيهوده  وقت گذرانيدن بوده و هست و ازاينباب مسئوليت عظيمي گردن گير آنها است لكن اصل اين علم بر مبناي صحيحي است كه بسياري از بزرگان به آن دست يافته و از جهت اينكه مبادا موجب اختلال نظام و ملعبه عوام گردد طريقه اخذ مستحصله آنرا مخفي داشته تا دستاويز اشخاص نا لايق نگردد زيرا كه ارباب طمع بسيار و در طريق جهالت رهسپارند از اين راه بحكم المرء عدوّ لما جهله با كساني كه سالك اين طريقند بجرم آنكه به آنها تعليم داده نمي شود صاحبان اين علم را هدف ياوه گويي و انتقاد خود قرار مي دهند بهر كيفيتي كه باشد . آري دشمن طاووس پروبال اواست . حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در جواب استعلام معاويه از آنحضرت ميفرمايد ” ان الحكم كتموها لكيلا يتلاعب به الناس ” يعني حكما كتمان كردند آنرا تا مردمان با آن بازي نكنند در هر حال مصنف و مؤلف در نظر گرفتم قاعده مضبوطه اي را كه نتيجه زحمات چندين ساله اينجانب است كه بر اساس محكم علمي استوارد و دو تا چهارتا در اينباب از خود در صفحه روزگار بياد گار گذارم هر چند بر خلاف روّيه گذشتگان باشد و آن قاعده اتصالات است كه در تشريح وتوضيح آن احدي بر من سبقت نگرفته و بي پرده سخن نگفته چنانچه اشخاص مبتدي هم كه في الجمله ارتباطي دارند اين معني را تصديق خواهند كرد وليكن پس از مطالعه و بررسي كردن آنچه كه دراين كتاب مينويسم اكنون شرح و بيان قاعده شريفه را كه مشتمل است بر چهار مقدمه و دو باب و يكخاتمه بمعرض عرض علاقه مندان ميگذارم .(از دستخط هاي مرحوم آيت الله ميلاني رحمت الله عليه كه مدتها روي اين نوع جفر كار كرده اند <نگارنده سايت> )

غرض نقشي است كز ما باز ماند                              كه هستي را نميبينم بقائي

مقدمه اولي

بدانكه جفردر زبان اهل فن علمي است كه بآن شناخته ميشود اتصالات حروف ابجدي بيست و هشت گانه بيكديگر براي تحصيل ثمرات مجهوله و فائده آن دانستن وقايع و حوادث مجهوله و امور مبهمه است از گذشته و حال و آينده كه آنهاحاصل نمي شود مگر به دانستن احكام اتصالات حروف بيكديگر و موضوع آن حروف بيست و هشتگانه ابجدي است.

مقدمه ثانية

اتصالاتيكه در اين علم بايد دانست و هنگام عمل بكار برد بر سه قسم است :

اوّل : اتصّال كلي جامع – دوّم : اتصال عنصري  – سوم :اتصال مرتبه اي

اتصال در سه فصل بيان خواهد شد .

فصل اول:

اتصال كلي جامع آنستكه حروف بيست وهشت گانه اي كه بيكديگر اتصال پيدا ميكنند مشتمل ميشوند بر هفتصدو هشتاد وچهار صورت كه از ضرب بيست وهشت در بيست و هشت حاصل ميشوند زيرا كه حروف ابجد بيست و هشت ميباشند و هر يك از آنها بيست وهشت قسم اتصال ميكند لهذا از ضرب بيست وهشت در خود حاصل ضرب هفتصد وهشتاد وچهار ميشود وبهمين جهت است كه اين اتصال را اتصال كلي جامع ميگويند- براي اينكه عدد آن معلوم باشد و هنگام عمل معطل نمائي بجدول زير نظر نما:

ا

ب

ج

د

ه

و

ز

ح

۲۸

۵۶

۸۴

۱۱۲

۱۴۰

۱۶۸

۱۹۶

۲۲۴

ط

ي

ك

ل

م

ن

س

ع

۲۵۲

۲۸۰

۳۰۸

۳۳۶

۳۶۴

۳۹۲

۴۲۰

۴۴۸

ف

ص

ق

ر

ش

ت

ث

خ

۴۷۶

۵۰۴

۵۳۲

۵۶۰

۵۸۸

۶۱۶

۶۴۴

۶۷۲

 

ذ

ض

ظ

غ

 

۷۰۰

۷۲۸

۷۵۶

۷۸۴

و نيز براي سهولت در عمل جدول طرح درجي اتصال كلي را نوشتم تا واضح باشد

ا

ب

ج

د

ه

و

ز

ح

ط

ي

۲۸

۲۶

۲۴

۲۲

۲۰

۱۸

۱۶

۱۴

۱۲

۱۰

ك

ل

م

ن

س

ع

ف

ص

ق

ر

۸

۶

۴

۲

۳۰

۲۸

۲۶

۲۴

۲۲

۲۰

 

ش

ت

ث

خ

ذ

ض

ظ

غ

 

۱۸

۱۶

۱۴

۱۲

۱۰

۸

۶۰

۴

اتصال كلي دو طرح دارد يكي طرح درجي يكي طرح منازلي چنانچه شرح داد ه خواهد شد براي سهولت و آساني عمل جدول طرح منازلي هم شرح داده ميشود در نظر بگيريد:

جدول طرح منازلي

ا

ب

ج

د

ه

و

ز

ح

ط

ي

۱

۲

۳

۴

۵

۶

۷

۸

۹

۱۰

ك

ل

م

ن

س

ع

ف

ص

ق

ر

۲۰

۲

۱۲

۲۲

۴

۱۴

۲۴

۶

۱۶

۴

ش

ت

ث

خ

ذ

ض

ظ

غ

 

۲۰

۸

۲۴

۱۲

۲۸

۱۶

۴

۲۰

اين دائره و دائره هاي پشت اين صفحه در اتصال جامع كلي بكار مي آيد براي طرح درجي و منازلي

دائره اهطمي

آتشي

ا

ه

ط

م

ف

ش

ذ

بادي

ب

و

ي

ن

ص

ت

ض

آبي

ج

ز

ك

س

ق

ث

ظ

خاكي

د

ح

ل

ع

ر

خ

غ

اين دائره در اتصال طبعي بكار ميايد و طرح آن طرح  افلاكي است

فصل دوم

بايد دانست هر حرفي كه بحرف ديگر متصل شود باعتبارطبيعتي كه دارند احكامي براي آنهااست كه بايد مستخرج آنها را بداند تا در وقت عمل سرگردان نماند و اين اتصال را اتصال طبعي و عنصري گويند زيرا كه حروف بيست و هشتگانه هفت حرف از آن آتشي  و هفت حرف بادي و هفت حرف آبي و هفت حرف خاكيند كه دائره اهطمي بالا از آن تشكيل داده شده و آنها از ضرب چهار در چهار شانزده صورت حاصل ضرب پيدا ميكند باعتبار مما ثل بودن و موافق بودن و مخالف بودن و ضد ونقيض بودن فلذا بواسطه اختلافي كه دارند بعضي طالب و مطلوب و بعضي ضد و نقيض و بعضي مخالف با يكديگرند براي مزيد آگاهي جدول آينده را ترسيم نمودم.

جدول طبايع حروف با همديگر

آتش وآتش

بادو باد

آب وآب

خاك وخاك

آتش و باد

باد و آتش

آب و خاك

خاك و آب

موافق

موافق

موافق

موافق

طالب و

مطلوب

طالب و مطلوب

طالب و مطلوب

طالب و مطلوب

آتش وخاك

خاك وآتش

باد و آب

آب و باد

آب و آتش

آتش و آب

باد وخاك

خاك و باد

مخالف

مخالف

مخالف

مخالف

ضد و

نقيض

ضد و

نقيض

ضد و

نقيض

ضد و

نقيض

فصل سوم

از جمله آنچه كه براي استخراج در اين قاعده لازم است دانستن آن احكام اتصال مرتبه ايست و آن عبارت است از اتصال آحاد با آحاد و عشرات با عشرات و مآت با مآت و الف با الف و اين مراتب چهارگانه به جهار قسمت منقسم ميشوند و از ضرب چهار در چهار شانزده صورت حاصل ضرب ميشود و احكام هر يك از اتصالات ذكر خواهد شد انشاءالله تعالي شأنه

مقدمه چهارم

در كيفيت و آداب سؤال كردن وآن مشتمل است بر چند امر اول :سؤال را با ساعت روز يا شبي كه سؤال ميشودبا نام مكان سؤال بحروف مقطعه بنويس همه را در يك سطر برديف خود با مكّررات حروف كه اين عمل را اهل اين فن در اصطلاح خود رقم گويند.

دوم :رقم هندسي هر يك را بحساب ابجد كبير در زير آن مرتب بنويس پس از آن همه اعداد رقمها را جمع كن اين حاصل جمع را مدخل ابجدي مينامند .

سوم :اعداد رقمهاي حروف سئوال را تنزل بده يعني عشرات حروف آن را رد بآحاد كن و مآت را رد بعشرات كن و الف را رد به مآت كن .

چهارم: هريك از اعداد ارقام حروف را بزياد كردن يكمرتبه ترقي بده و آنرا جمع كن و حاصل آن جمع را مدخل وسيط مينامند لكن بايد رقمهاي اعدادي كه در گرفتن مدخل صغير تنزل داده شد بحالت قبل از تنزل گذارد يعني اگر از عشرات بوده بهمان حال باقي باشد و اگر از مآت بوده بحال مآتي باقي باشد و اگر الف دارد چون قابل تنزل نيست آن را ده حساب كرد و آنچه در مدخل صغير بهمان احوال باقي بوده آنرا نيز ترقي بايد داد .

پنجم : پس از آن دو حاصل جمع اعداد مدخل صغير را با حاصل جمع اعداد مدخل وسيط را جمع كن اين دو مدخل را مدخل كبير گويند .

ششم:پس از آن اعداد چهار مدخل را بترتيب سطري كن پس از استنطاق و ملفوظي كردن آن اعداد .

هفتم:مكررات سطر سؤال را كه سطر اول عمل بوده بينداز و آنچه غير مكرر است به آخر سطر استنطاق ملحق كن و همه را يك سطر كن بترتيب اين سطر را سطر اساس گويند تا اينجا همه مقدمه بود براي تشكيل اين سطر .

هشتم:بعد از اينكه سطر اساس را منظّم كردي در زير هر حرفي از آن نظيره ابجدي آن حرف را بنويس و سطر نظيره را تمام كن .

و بدانكه هر حرفي در دائره ابجد پانزدهم حرف آن نظيره آنحرف است مثلاً حرف الف در ابجد نظيره آن سين است و بالعكس و نظيره با غين است و بالعكس و هكذا باقي حروف .

جدول نظيره ابجدي از اينقرار است

اساس

ا

ب

ج

د

ه

و

ز

ح

ط

ي

ك

ل

م

ن

نظيره

س

ع

ف

ص

ق

ر

ش

ت

ث

خ

ذ

ض

ظ

غ

نهم:پس از آن سطر نظيره ابجدي را از دائره ايقغ نظيره بگيرد و در دايره ايقغ نيز حرف پانزدهم آن نظيره همان حرف است و بالعكس  و دائره ايقغ اين است :

اساس

ا

ي

ق

غ

ب

ك

ر

ج

ل

ش

د

م

ت

ه

نظيره

ن

ث

و

س

خ

ز

ع

ذ

ح

ف

ض

ط

ص

ظ

دهم:سطر نظيره اهطمي بگير بهمان نحو كه گفته شد كه حرف پانزدهم نظيره آنحرفست و بالعكس دائره اين است چنانچه قبلاً هم نوشته شد .

اساس

ا

ه

ط

م

ف

ش

ذ

ب

و

ي

ن

ص

ت

ض

نظيره

ج

ز

ك

س

ق

ث

ظ

د

ح

ل

ع

ر

خ

غ

براي اينكه زحمت عامل كمتر باشد جدول زير را تنظيم كردم كه در وقت نظيره گرفتن محتاج بدائره ابجد و ايقغ و اهطم نباشد و اين جدول نظيره اهطمي است كه از ايقغ گرفته شده و نظيره ايقغ از نظيره ابجد معروف گرفته شده كه اين جدول نظيره نظيره نظيره است براي اساس كه بعد از تنظيم سطر اساس فقط از همين دائره نظيره گرفته شود مقصود حاصل است (و دائره اينست)

اساس

ا

ب

ج

د

ه

و

ز

ح

ط

ي

ك

ل

م

ن

نظيره

ض

ص

ث

خ

ح

ن

ق

ر

ل

د

ا

ب

ز

 

 آموزش كامل علم جفر(قسمت دوم)

باب اول

در بيان طريق گرفتن چهار حرف از براي هر حرفي حروف مستحضره كه اين چهار حرف را مستحضره مستحضره مينامند بدانكه اين چهار حرف را از سه اتصال نام برده شده مي بايد گرفت يك حرف از اتصال جامع كلي و يك حرف از اتصال طبعي عنصري و دو حرف از اتصال        مرتبه اي قاعده چنين است كه دو حرف دو حرف بايد عمل شود قبلاً در مقدمه گفته شد كه تمام عدد اتصال كلي هفتصد وهشتاد وچهار است كه عدد صفحات جفر جامع است كه از ضرب بيست و هشت در بيست و هشت حاصل شده چنانچه الف در عدد يكست و با هر يك از بيست و هفت حرف باقي اتصال پيدا مي كند و همچنين ساير حروف اكنون طريق حرف گرفتن از اتصال كلي را برايت شرح ميدهم و خوب دقيق باش و بفهم كه چه مي نويسم و تصديق كن كه واضح تر از اين كسي ننوشته بدون لغز و معما و انصاف ده كه هيچ مضايقه اي در پرده برداشتن از روي مطلب نكرده ام و بر خلاف روش اهل فن بي اغماض پرده دري كرده ام و از خدا طلب آمرزش ميكنم .

غرض نقشي است كز ما باز ماند

كه هستي را نمي بينم بقائي

مگر صاحبدلي روزي برحمت

كند در حق درويشان دعائي

باري بعد از آنكه سطر نظيره را چهار چهار فاصله دادي نظر كن به دو حرف اول از چهار حرف اول ببين كدام يك از حروفند پس نظر كن در دائره اتصال كلي كه جدول آن در مقدمه اول نوشته شده و عدد اتصال كلي حرف ما قبل آنرا ببين چقدر است با عدد ابجد وضعي حرف دوم جمع كن و حاصل جمع را سي سي طرح كن اين طرح را طرح درجي گويند بعد از طرح ببين چند عدد باقيماند با عدد وضعي ابجدي هر دو حرف جمع كن و بيست و هشت بيست و هشت طرح كن و بعدد آنچه با قي ماند از بعد حرف اول نظيره حرف بشمار و آنحرفي را كه عدد به آن منتهي شد آن حرف را مستحضره مستحضره حرفاول بدان و باز بعدد همان عددي كه بعد از طرح بيست و هشت باقي ماند بعد از حرف دوم نيز حرف بشمار بهر حرفي كه منتهي شد آن مستحضره مستحضره حرف دوم است مثلاً دو حرف اول از چهار حرف اول سطر نظيره اخير ( ظ) و(و) بود در دائره اتصال كلي نظر كردم حرف ماقبل آن (ض) بود و عدد آن هفتصد و بيست وهشت عدد ابجد وضعي حرف (و) كه شش بود بر آن افزوديم هفتصد و سي وچهار شد سي سي طرح كرديم چهارده  باقي ماند عدد ابجد وضعي ظا كه بيست و هفت است و واو كه شش است بر آن افزوديم جمعاً چهل و هفت شد بيست و هشت از آنرا طرح كرديم نوزده باقي ماند از بعد حرف طا در دائره ابجد نوزده حرف شمرديم بحرف ص رسيد دانستيم كه ص مستحضره مستحضره ظ است از اتصال كلي آنرا نوشتيم و از بعد حرف واو در دائره ابجد نيز نوزده حرف شمرديم بحرف ذ رسيد دانستيم كه ذ مستحضره مستحضره واو است آنرا نوشتيم پس از براي هر يك از اين دو حرف از اتصال كلي حرفي حاصل كرديم

قاعده كليّه

اگر عدد اتصال كلي قابل طرح درجي يا منازلي نباشد بايد بطرح بروجي برده شود مانند دو حرف ن و ب و دو حرف ز و ع و در وقت مستحصله گرفتن تلافي شود از چهار حرف مستحضره باين نحو كه پس از آنكه آن چهار حرف را بطرح منازلي برديم آن طرحي كه عمل نشده اگر درجي بوده يا طرح منازلي يا هر دو هنگام مستحصله گرفتن بر عدد چهار حرف مستحضره اضافه ميكنيم تا قابل طرح شود و بطرح ميبريم چنانچه در دو حرف ز و ع اينكار را ميكنم مثلاً براي اينكه اين مطلب خوب واضح شود ميگوئيم عدد اتصال كلي ن و ب سيصد و شصت و شش عدد است به اين بيان كه حروف ماقبل ن در جدول اتصال كلي م است و آن سيزده بيست و هشت است كه جمعاً شسصد و شصت وچهار ميشود و عدد ب در دائره ابجد وضعي دو است كه چون بر عدد مجموع كلي ن اضافه كنيم سيصد و شصت وشش ميشود پس از آنكه بطرح درجي برديم كه قاعده كليّه اين اتصال است شش عدد باقي ميماند با عدد ابجد وضعي ن و ب كه شانزده است چون اضافه كنيم بيست و دو ميشود كه بطرح بيست و هشت نيز كه قاعده كليّه اين اتصال است نميرود  لذا قاعده آن است كه آنرا بطرح بروجي ببريم و در هنگام مستحصله گرفتن تلافي كنيم پس از طرح بروجي ده باقي ميماند از بعد حرف ن در دائره ابجد ده حرف ميشماريم بحرف دوازدهم ميرسد و آن حرف ذ است پس مستحضره ن از اين اتصال ذ  ميشود و از بعد حرف ب  نيز ده حرف ميشماريم يازدهم آن حرف م است پس مستحضره ب از اين اتصال م است و براي تدارك و تلافي طرح بروجي بر عدد چهار حرف مستحضره اضافه ميكنيم و تلافي طرح فوت شده را مينمائيم و مستحصله ميگيريم و اما در مثل دو حرف ز و ع عدد اتصال حرف ماقبل ن كه و است در دائره اتصال كلي يكصد و شصت و هشت است و عدد حرف ع در دائره ابجد وضعي شانزده است مجموعاً يكصد و هشتاد وچهار ميشود پس از آنكه بحسب قاعده بطرح درجي برديم چهار عدد باقي مي ماند چون به مقتضاي قاعده عدد ابجد وضعي ن هفت و عدد وضعي ع شانزده جمعاً هر سه با هم بيست و هفت حاصل ميشود و قابل طرح منازلي كه قاعده اين اتصال است نيست لذا آنرا بطرح بروجي ميبريم بعد از طرح سه باقي مي ماند از بعد حرف ن در دائره ابجد سه حرف ميشماريم حرف چهارم كه ك است از اين اتصال براي ز مينويسيم و از بعد ع نيز در همان دائره سه عدد ميشماريم حرف چهارم كه ر است براي ع مينويسيم و در هنگام مستحصله گرفتن طرح فوت شده به شرحي كه گفته شد تلا في ميكنيم .

اتصال عنصري طبعي و احكام آن

پس از آنكه دو حرف از اتصال كلي بقاعده معتبره مضبوطه براي دو حرف از سطر نظيره گرفتيم بايد دو حرف هم از جدول و دائره اتصال طبعي عنصري براي هر دو بگيريم لذا ميگويم بدانكه عمل اين اتصال از دائره اهطمفشذ است و اين اتصال عبارت است از دانستن طبيعت دو حرفيكه با هم متصل شوند كه اول عامل بايد طبيعت اين دو حرف را بداند و بعد به احكامي كه دارد آشنا شود تا در وقت عمل سرگردان نشود پيش از اين در مقدمه گفته شد اتصالاتي كه در حروف حاصل ميشود از شانزده صورت بيرون نيست :

۱- آتشي با آتشي         ۲- بادي با بادي          ۳- آبي با آبي             ۴- خاكي با خاكي

۵- آتشي با بادي         ۶- بادي با آتشي          ۷- آبي با خاكي          ۸- خاكي با آبي

۹- آتشي با خاكي      ۱۰- خاكي با آتشي       ۱۱- بادي با آبي         ۱۲- آبي با بادي

۱۳- آبي با آتشي        ۱۴- آتشي با آبي         ۱۵- بادي با خاكي      ۱۶- خاكي با بادي

احكام اين شانزده صورت بر چهار قسم است باعتبار تماثل و توافق و تخالف و ضد و نقيض بودن و ما در اينجا حكم اين چهار را در چهار قسمت بيان ميكنيم

قسمت اولي

آنهائي هستند كه با هم مماثل و موافقند در طبع و آنها عبارتند از چهار صورت اول آتشي با آتشي و بادي و آبي با آبي و خاكي با خاكي

قسمت دوّم:

آنهائي هستند كه طالب و مطلوب يكديگرند و آنها عبارتند از آتشي با بادي و بادي با آتشي و آبي با خاكي و خاكي با آبي

قسمت سوّم:

آنهائي هستند كه مخالفند با يكديگر و آنها عبارتند از آتشي با خاكي و خاكي با آتشي و بادي با آبي و آبي با بادي

قسمت چهارم:

آنهائي هستند كه ضدّ و نقيضند با يكديگر و آنها عبارتند از آبي با آتشي و آتشي با آبي و بادي با خاكي و خاكي با بادي  واحكام هريك از اين چهار قسمت از اينقرار است

و امّا قسمت اولي و ثانيه

پس هر گاه دو حرفيكه با هم متصل ميشوند از حروف اين دو قسمتند يعني در طبع با هم موافقند عدد مرتبه هر دو را با هم جمع ميكنيم هرگاه جمع هر دو عدد قابل طرح افلاكي يعني نه نه هستند  نه نه طرح ميكنيم بنحويكه بعد از اين بمثال خواهي دانست و از دائره ابجد حرف ميگيريم و حرف مطلوب اين اتصال را بدست مياوريم و اگر قابل طرح افلاكي كه قاعده كليّه اين اتصال است نشد عدد مراتب همه حروف هم طبع آن را بر او ميافزائيم و بطرح افلاكي ميبريم و نتيجع ميگيريم در اينجا براي اينكه خوب مطلب را دريابي چهار مثال برايت مياورم باقي را خودت بر آنها قياس كن و غنيمت بشمار و خداي متعال را سپاسگذار باش

مثال اول

در آنجائيكه دو حرف موافق در طبع با هم متصل شوند وجمع عدد مرتبه هردو قابل طرح افلاكي باشد مانند  ف   و ش  هرگاه متصل شوند بدان كه هر دو آتشي و موافق اند عدد مرتبه هر دو را با هم جمع ميكنيم چنانچه ف در مرتبه پنجم آتشي است و ش در مرتبه ششم آن پنج و شش را با هم جمع ميكنيم يازده ميشود  نه از آن را كه يكطرح افلاكي و قاعده كليّه اين اتصال است طرح كرده باقي دو ميماند بعد از حرف  ف در دائره ابجد دو حرف ميشماريم حرف سوم كه ر ميباشد مطلوب ف است در اين اتصال مينويسيم و بعد از حرف ش نيز در همان دائره دو حرف ميشماريم و حرف سوم كه خ باشد مطلوب ش است مينويسيم و ميفهميم كه حرف ر مطلوب حرف ف و حرف خ مطلوب حرف ش است

مثال دوّم :

در آنجائيكه دو حرف موافق در طبع با هم متصّل  شوند و جمع عدد مرتبه هر دو قابل طرح افلاكي كه قاعده كليّه اين اتصال است نباشد مثل ج و ج كه هر دو آبي و موافق و عدد مرتبه هر دو با هم دو ميشود و قابل طرح افلاكي نيست در چنين جائي حكم و قاعده آن اين است كه عدد مراتب حروف هم طبع ج را كه حروف آبي است و آن بيست و هفت است بر عدد دو ميافزائيم كه جمعاً بيست ونه ميشود پس  از سه طرح افلاكي دو باقي ميماند از بعد ج در دائره ابجد دو حرف ميشماريم و حرف سوّم كه و است مطلوب ج است آنرا مينويسيم چون هر دو حرف ج ميباشد و مماثل مطلوب هر دو و ميشود باقي حروف توافق را بهمين نحو قياس كن .

مثال سوّم:

در آنجائيكه دو حرف طالب و مطلوب با همديگر متصل شوند مثل ض كه حرف بادي و م كه حرف آتشي است و اين هر دو طالب و مطلوب يكديگرند خواستيم حرف مطلوب اتصال عنصري او را بدست بياوريم عدد مرتبه هر دو را با هم جمع ميكنيم چنانچه مرتبه عدد ض هفت و عدد مرتبه م چهار است جمعاً با همديگر يازده ميشوند بطرح افلاكي ميبريم دو باقي مي ماند بعد از حرف ض در دائره ابجد دو حرف ميشماريم بحرف ع ميرسد ميفهميم مطلوب حرف ض در دائره ابجد  ا  و مطلوب حرف م ع است

مثال چهارم:

در آنجائيكه دو حرف طالب و مطلوب با همديگر متصل شوند و عدد مرتبه هر دو بطرح افلاكي نرود حكم اين است كه بطرح ديگري ببريم و بعد در گرفتن مستحصله تدارك نمائيم مثلاً اگر دو حرف طالب و مطلوب م و ي باشند كه م آتشي و عدد مرتبه آن چهار و ي بادي و عدد مرتبه آن سه است جمعاً هفت ميشود در دائره ابجد بعد از حرف م هفت حرف ميشماريم و حرف هشتم را كه ش است مينويسيم و بعد از حرف ي در همان دائره نيز هفت حرف ميشماريم به حرف هشتم آن كه صاد است ميسيم ميفهميم كه مطلوب حرف م در آن دائره ش و مطلوب حرف ي  ص  است.

تبصره:

در جمع عدد مرتبه اي اتصال عنصري موافق و مخالف قاعده اين است كه اگر عدد مرتبه دو حرف قابل طرح نشد بايد بطرح ديگر غير افلاكي برد از طرح كواكبي يا عنصري و عمل كرد و اگر به هيچ طرحي نرفت عدد ماقبل يا ما بعد آنرا علاوه ميكنيم و بطرح ميبريم و در مستحصله تلافي ميكنيم .

 

توضیحات
به این مطلب امتیاز دهید.
5 / 0
[ 0 رای ]
بازدید : 272 views بار دسته بندی : علم جفر ، علم غیب و پیشگویی تاريخ : ۲۷ آبان ۱۳۹۵ به اشتراک بگذارید :
دیدگاه کاربران
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.